تبلیغات
یاس مطهر

یاس مطهر
سیر مطالعاتی کتابهای شهید استاد مرتضی مطهری(موسسه اندیش پژوهان مطهر بروجرد) 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
وبلاگ از نظر شما چگونه است؟




صفحات جانبی

«آزادی» از اساسی‌ترین بحث‌های زندگی سیاسی و اجتماعی است و از دیرگاه مورد توجه انسان بوده است. زیرا آزادی خواسته همه انسان‌هاست و همه دوست دارند آزاد زندگی كنند و در زندگی خود دست به انتخاب بزنند. شاید كمتر انسانی را می‌توان یافت كه بدون هیچ اجبار و كرامتی تن به قید و بند ناخواسته بسپارد و آزادی فطری خویش را در بند كشد. این از امتیازات آدمی در مقایسه با سایر مخلوقات است. آزادی همزاد و گوهر آدمی است. او آزاد متولد می‌شود و باید آزاد زندگی كند و راه و رسم حیات خویش را برگزیند. چنانكه حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «بنده دیگری نباش كه خداوند تو را آزاد آفریده است.»1

امروز یكی از مباحث رایج در جامعه ایران، بحث آزادی و به ویژه آزادی سیاسی و اجتماعی است؛ مقوله‌ای كه جامعه ایرانی در یكصد سال اخیر با آن رو در رو بوده است. در این نوشتار در پی بررسی و تحقیق پیرامون مفهوم آزادی و بیان انواع آن یعنی آزادی اجتماعی، معنوی و سیاسی، آزادی جنسی و آزادی اگزیستانسیالیستی در اندیشه شهید مطهری هستیم و تلاش می‌شود به تبیین ساز و كارها و شاخصه‌های آزادی در اندیشه آن شهید بزرگ بپردازیم.

مفهوم آزادی

در اندیشه آیت‌الله مطهری، آزادی بزرگ‌ترین و عالی‌ترین ارزش‌های انسانی و مافوق ارزش‌های مادی است. انسان‌هایی كه بویی از انسانیت برده‌اند حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه در سخت‌ترین شرایط زندگی كنند ولی در اسارت دیگران و محكوم یكدیگر نباشند.2

از آنجا كه گوهر انسان، ‌آزادی است و طبیعتی مختار و آزادانه دارد می‌تواند سمت و سوی حركت خود را انتخاب كند. مطهری انسان را فرزند رشید و بالغ طبیعت‌ می‌داند كه نیازی به قیمومیت ندارد. «آنچه سایر جانداران با نیروی غیرقابل سرپیچی غریزه انجام می‌دهند او در محیط آزاد عقل و قوانین قراردادی انجام می‌دهد.»3

مطهری میان عقل‌گرایی و آزادی رابطه برقرار می‌كند و بر این باور است كه یكی از مسائلی كه باعث شده نبوت خاتمه یابد،‌ روند تكامل عقل آدمی است كه بشر را قادر ساخته با عقل خویش سره را از ناسره تشخیص دهد و راه خود را آزادانه انتخاب كند.

به باور مطهری انسان موجودی مركب از عقل و نفس یا جان و تن است: محال است كه [انسان] بتواند در هر دو قسمت وجودی خود از بی‌نهایت درجه آزادی برخوردار باشد. رهایی هر یك از دو قسمت عالی و سافل وجود انسان،‌ مساوی است با محدود شدن قسمت دیگر.4

«از دیدگاه اسلام آزادی و دموكراسی بر اساس آن چیزی است كه تكامل انسان ایجاب می‌كند. یعنی آزادی،‌ حق ناشی از میل افراد و تمایلات آنها و دموكراسی در اسلام یعنی انسانیت رها شده،‌ حال آنكه این واژه در قاموس غرب‌ (به) معنای حیوانات رها شده است».5

دیدگاه مطهری در مورد انسان، دیدگاه اندیشوری است كه قائل به آزادی تمام و كمال آدمی است تا بتواند استعدادهایش را به فعالیت درآورد و ابتدا از آن در جهت كمال و پیشرفت استفاده كند. در اندیشه او آدمی دارای خصلت‌های آزادی‌خواهانه است و «روح آزادی‌خواهی و حریت در تمام دستورات اسلامی به چشم می‌خورد»6 و نیز «تعلیمات لیبرالیستی در متن تعالیم اسلامی وجود دارد... اسلام دین حریت و آزادی است.»7

به باور وی اعتقاد به خدا نه تنها آزادی انسان را سلب نمی‌كند بلكه این خود باعث تقویت روح آزادی‌خواهی و حریت‌منشی در انسان می‌گردد و در واقع «اعتقاد به خدا مساوی است با اینكه انسان آزاد و مختار باشد.»8

آزادی در نگاه مطهری دو ركن دارد: یكی عصیان و تمرد و دیگری تسلیم و انقیاد: «بدون عصیان و تمرد، ركود و اسارت است و بدون تسلیم و انقیاد و اصولی بودن، هرج و مرج است.»9

از زاویه دیگر، آزادی در اندیشه مطهری یك راه و روش برای رسیدن به مقصد است. آزادی خود هدف و مقصد نیست. بلكه تنها معبد وگذرگاهی است برای دستیابی به هدف‌هایی برتر و بالاتر. به تعبیر مطهری: آزادی «كمال وسیله‌ای» است نه «كمال هدفی». هدف انسان این نیست كه آزاد باشد،‌ ولی انسان باید آزاد باشد تا به كمالات خودش برسد. آزادی یعنی اختیار، انسان در میان موجودات تنها موجودی است كه خود باید راه خود را انتخاب كند و حتی به تعبیر دقیق‌تر خودش باید خودش را انتخاب كند،‌ (همچنانكه) یك موجود مجبور نمی‌تواند به آنجا برسد. پس آزادی، یك كمال وسیله‌ای است، نه تنها یك كمال هدفی.10

بنابراین، آزادی در اندیشه مطهری به خودی خود دارای تقدس و ارزش نیست،‌ بلكه از آن جهت ارزشمند و متعالی است كه در فقدان آن انسان نیز همچون سایر موجودات از قدرت انتخاب برخوردار نبوده و در نتیجه تجلی و ظهور استعداد‌ها در انسان معنا و مفهومی نخواهد یافت. آزادی از آن رو قابل تقدیر است كه انسان می‌تواند به آن وسیله به حركت درآید و در مسیر زندگی خود دست به انتخاب بزند و جهت زندگی خویش را برگزیند: «با آزادی است كه ممكن است انسان به عالی‌ترین كمالات و مقامات برسد و ممكن است به اسفل السافلین سقوط كند.»11

انواع آزادی

می‌توان در اندیشه استاد مطهری پنج نوع آزادی را متمایز كرد كه عبارتند از:

1-    آزادی اجتماعی                      

2-    آزادی معنوی                       

3-    آزادی سیاسی

4-    آزادی اگزیستانسیالیستی

5-    آزادی جنسی     

آزادی اجتماعی

استاد مطهری در تعریف آزادی اجتماعی می‌گوید: «بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تكامل او نباشد، او را محبوس نكنند... كه جلو فعالیتش گرفته شود، دیگران او را استثمار نكنند، استخدام نكنند،‌ استعباد نكنند، یعنی تمام قوای فكری و جسمی او را در جهت منافع خودشان به كار نگیرند.12

مطهری فقدان آزادی اجتماعی را یكی از گرفتاری‌های بشر در طول تاریخ ذكر می‌كند و می‌گوید: «یكی از مقاصد انبیاء به طور كلی و به طور قطع این است كه آزادی اجتماعی را تأمین كنند و با انواع بندگی‌ها و بردگی‌ها اجتماعی و سلب آزادی‌هایی كه در اجتماع هست مبارزه كنند.»13

وی برای اثبات آزادی اجتماعی در دین به آیه‌ 64 سوره آل عمران اشاره می‌كند و در تفسیر آن می‌گوید: «در مقام پرستش، جز خدای یگانه چیزی را پرستش نكنیم، نه مسیح را و نه اهرمن را... و اینكه هیچ كدام از ما دیگری را بنده و برده خودش نداند و هیچ‌كس هم یك نفر دیگر را ارباب و آقای خودش نداند،‌ یعنی نظام آقایی و نوكری ملغا، نظام استثمار ملغا، نظام لامساوات ملغا،‌ هیچ‌كس حق استثمار و استعباد دیگری را نداشته باشد.»14

دنیای امروز هم آزادی اجتماعی را یكی از مقدمات خودش می‌شمارد، اگر مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر را خوانده باشید این را می‌فهمید. در آنجا می‌گوید: عله‌العلل تمام جنگ‌ها، خونریزی‌ها و بدبختی‌ها كه در دنیا وجود دارد این است كه افراد بشر به آزادی دیگران احترام نمی‌گذارند.

آیا منطق انبیاء تا اینجا با منطق امروز موافق است؟ آیا آزادی مقدس است؟ بله مقدس است و بسیار هم مقدس است. پیغمبر اكرم(ص) همیشه از اموی‌ها بیم داشت و از آینده آنها بر امت نگران بود. فرمودند: اولاد ابی‌العاص اگر به سی نفر برسند،‌ بندگان خدا را بنده خود و مال خدا را مال خود حساب می‌كنند و در دین خدا هم آنچه بخواهند بدعت ایجاد می‌كنند. پس این مطلب هم درست است كه آزادی اجتماعی مقدس است.15

1-    آزادی معنوی

در نگاه مطهری آزادی اجتماعی مقدس است، همچنانكه دنیای امروز آن را مقدس می‌شمارد اما آنچه بیش از آزادی اجتماعی ارزش دارد آزادی معنوی است. مطهری در این‌باره معتقد است كه «پیغمبران آمده‌اند تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند و آزادی معنوی است كه بیشتر از هر چیز دیگر ارزش دارد. تنها آزادی اجتماعی مقدس نیست، بلكه آزادی معنوی هم مقدس است و آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست و این است درد امروز جامعه بشری كه بشر امروز می‌خواهد آزادی اجتماعی را تأمین كند ولی به دنبال آزادی معنوی نمی‌رود یعنی نمی‌تواند قدرتش را حفظ كند چون آزادی معنوی را جز از طریق نبوت،‌ انبیاء دین، ایمان و كتاب‌های آسمانی نمی‌توان تأمین كرد. ممكن است انسانی باشد كه همان‌طور كه از نظر اجتماعی آزادمرد است، زیر بار ذلت نمی‌رود، زیر بار بردگی نمی‌رود و آزادی خود را حفظ كرده باشد یعنی وجدان و عقل خودش را آزاد نگه داشته باشد. این آزادی همان است كه در زبان دین «تزكیه نفس» و «تقوا» گفته می‌شود.»16

مطهری مهم‌ترین مسأله و مشكل عصر حاضر را نداشتن آزادی معنوی ذكر می‌كند و معتقد است جامعه‌ای كه به آزادی معنوی نرسیده به آزادی اجتماعی هم نخواهد رسید:

«بزرگترین خسران عصر ما این است كه همه‌اش می‌گویند آزادی، اما جز از آزادی اجتماعی سخن نمی‌گویند. از آزادی معنوی دیگر حرفی نمی‌زنند و به همین دلیل به آزادی اجتماعی هم نمی‌رسند.»17

آزادی معنوی مقدمه‌ای بر آزادی اجتماعی

مطهری آزادی معنوی را مقدمه‌ای برای رسیدن به آزادی اجتماعی می‌داند. به باور وی برای رسیدن به آزادی واقعی اجتماعی، انسان‌ها باید نخست از درون خود آزاد گردند و بنده و برده شهوات و مادیات و دلبستگی‌های دنیوی نباشند. «آزادی اجتماعی‌، آزادی انسان است از قید و اسارت افراد دیگر ولی آزادی معنوی... آزادی انسان است از قید و اسارت خودش.»

ایشان درباره تأمین آزادی معنوی می‌نویسد: «تقوا به انسان آزادی معنوی می‌دهد یعنی او را از اسارت و بندگی هوا و هوس آزاد می‌كند، رشته آز و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمی‌دارد و به این ترتیب، ریشه رقیب‌ها و بردگی‌های اجتماعی را از بین می‌برد. مردمی كه بنده و برده پول و مقام نباشند هرگز زیر بار اسارت‌ها و رقیب‌های اجتماعی نیز نمی‌روند.»18

2-   آزادی سیاسی

برای تعریف و توضیح آزادی سیاسی در اندیشه شهید مطهری بهتر آن است كه ساز و كارهای آزادی سیاسی را از دیدگاه ایشان مورد بررسی قرار دهیم تا مطلب روشن‌تر بیان شود.

آزادی در انتخاب و رأی

تا آنجا كه از آثار استاد مطهری می‌توان برداشت كرد ایشان قائل به حق تعیین سرنوشت برای انسان است. یك انسان مسلمان در تشكیل و برپایی حكومت اسلامی و انتخاب حاكمان نقش عمده‌ای دارد، حتی با فرض پذیرش نقش مقبولیت بخشی مردم و نه مشروعیت بخشی آنان. از سوی دیگر، پس از تشكیل حكومت اسلامی در انتخاب كارگزاران نظام نیز آزادند.

آزادی در اظهار نظر، انتقاد و نظارت

در اندیشه‌های اسلامی دین و آزادی نه تنها رو در روی هم نیستند بلكه باید دین را آزادانه پذیرفت و اساساً دین اجباربردار نیست و دین اجباری هیچ ارزشی ندارد و اسلامش نیز پذیرفته نیست. به باور مطهری:

«از نظر اسلام، مفاهیم دینی همیشه مساوی با آزادی بوده است، درست برعكس آنچه در غرب جریان داشته است... كه مفاهیم دینی مساوی با اختناق اجتماعی بوده است.»19

مطهری نه تنها به آزادی بیان معتقد است،‌ بلكه آن را یگانه راه نجات اسلام در طول تاریخ و نظام جمهوری اسلامی در آینده ذكر می‌كند. بیان اندیشه‌های مختلف، معنای نفاق و دورویی حاكم بر جامعه را از بین برده و باعث شفافیت هر چه بیشتر اندیشه‌ها می‌گردد. بدین صورت است كه آزادی بیان باعث قوت و رونق علم و حكمت در سطح جامعه می‌گردد و فضای نفاق، دورویی و چاپلوسی از جامعه رخت برمی‌بندد.

آزادی احزاب و گروه‌های سیاسی

مطهری در مباحث خود درباره احزاب و تشكل‌های سیاسی، بیشتر به بیان مرز آزادی آنها در حكومت اسلامی پرداخته است. اما دیدگاه كلی وی در این‌باره مبتنی بر آزادی احزاب است، منتها احزابی كه بدون توطئه و فریب‌كاری به فعالیت اشتغال دانسته باشند: «در حكومت اسلامی احزاب آزادند. هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد آزاد است؛ اما ما اجازه توطئه‌گری و فریب‌كاری نمی‌دهیم.»20

احزاب و گروه‌ها تنها در صورتی می‌توانند آشكارا فعالیت كنند كه عقاید و نظرهای خود را صریحاً بیان كنند و با منطق و استدلال به گفت‌‌و‌گو با دیگران بپردازند.

4-آزادی اگزیستانسیالیستی

استاد مرتضی مطهری در كتاب انسان كامل به نقد و بررسی مكتب اگزیستانسیالیسم در زمینه آزادی انسان پرداخته‌اند كه در اینجا به مختصری از آن اشاره می‌شود.

این مكتب معیار كمال انسانی و در واقع جوهر انسان و ارزش ارز‌ش‌های انسان را آزادی می‌داند و معتقد است كه انسان تنها موجودی است كه در این عالم، آزاد آفریده شده است؛ یعنی محكوم هیچ جبر و ضرورت و تحمیلی نیست. و به تعبیر قدما انسان در عالم خلقت یك موجود مختار است نه یك موجود مجبور، و به تعبیر بعضی‌ها غیر انسان هر چه هست مجبور است؛ یعنی تحت تأثیر جبری یك سلسله علل و معلولات است، ولی انسان مجبور نیست و او را هیچ‌گونه جبر علی و معلولی اداره نمی‌كند.21

اینجا آزادی به معنی آزادی فلسفی را مطرح می‌كند: انسان، آزاد و مختار آفریده شده است و حتی انسان سرشت خود را باید به خود بدهد. بعد می‌گوید: هر چیزی كه بر ضد آزادی و منافی با آن باشد، انسان را از انسانیت خارج و او را بیگانه از انسانیت می‌كند.22

نقش اعتقاد به خدا در سلب آزادی از دیدگاه این مكتب

این مكتب می‌گوید انسان باید «آزاد مطلق» باشد. به همین دلیل گروهی از اگزیستانسیالیست‌ها معتقدند كه اعتقاد به خدا از دو نظر با این مكتب سازگار نیست؛ اول اینكه اعتقاد به خدا مستلزم اعتقاد به قضا و قدر است و اعتقاد به قضا و قدر، هم مستلزم اعتقاد به جبر و هم مستلزم اعتقاد به طبیعت ثابت بشری است. چون اگر خدایی وجود داشته باشد بشر باید در علم آن خدا یك طبیعت معین داشته باشد و «لامتعین» نخواهد بود. پس قضا و قدر و در نتیجه جبر بر انسان (حاكم می‌شود) و دیگر اختیار و آزادی ندارد. پس ما چون آزادی را قبول كرده‌ایم، خدا را قبول نمی‌كنیم. ثانیاً قطع نظر از اینكه اعتقاد به خدا با اعتقاد به آزادی (به عقیده اینها) منافی است، اعتقاد به خدا مستلزم ایمان به خداست و ایمان به خدا یعنی تعلق و بسته بودن به خدا و حال آنكه این برخلاف آزادی است؛ خصوصاً اگر این تعلق، اعتقاد به خدا باشد. چون بستگی به خدا فوق همه بستگی‌هاست.

درباره این مكتب از دو جنبه می‌شود بحث كرد: یكی اینكه اعتقاد دارند كه اعتقاد به خدا منافی با آزادی و اختیار است و این یك اشتباهی است كه كرده‌اند. اینها قضا و قدر را نشناخته‌اند و الا اعتقاد به قضا و قدر آن‌چنان كه در معارف اسلامی هست، به هیچ وجه با آزادی و اختیار انسان منافی نیست.

اشكال دوم این مكتب در این است كه گفته‌اند تعلق و وابستگی به هر چه باشد ضد آزادی انسان است. آزادی اگر به این مرحله برسد كه انسان حتی از غایت و كمال خودش آزاد باشد،‌ این نوع آزادی از خودبیگانگی می‌آورد. این نوع آزادی است كه بر ضد كمال انسانی است.23

5-بررسی اصل آزادی جنسی

كشفیاتی كه در زمینه مسائل روانی صورت می‌گیرد كمتر مورد توجه عامه مردم می‌تواند قرار بگیرد، ولی از نظر مردم دانشمند و آگاه اهمیت مطلب محفوظ است. هر چند كم و بیش در حكمت‌هایی كه از گذشتگان به یادگار مانده و بالأخص در آثار اسلامی، نشانه‌های زیادی از توجه به این حقیقت دیده می‌شود و عملاً بسیاری از معلمان و مربیان اخلاق از آن استفاده می‌كرده‌اند، اما به طور مسلم اثبات علمی این حقیقت و كشف قوانین مربوط به آن از موفقیت‌های علمی قرن اخیر است.

متأسفانه پیچیدگی و چند جانبه بودن مسائل روانی از یك طرف و ارتباط موضوع و تمایلات بشر كه خواه‌ ناخواه در كور كردن بصیرت تأثیر دارد از طرف دیگر نگذاشت آن استفاده‌ای كه باید بشود صورت گیرد،‌ بلكه خود این اصل بهانه و وسیله‌ای شد در جهت مخالفت. یعنی برای اینكه موجبات سركوب شدن غرایز و پیدایش آثار خطرناك روانی و اجتماعی ناشی از آن خصوصاً در زمینه امور جنسی بیشتر فراهم گردد؛ بر عقده‌ها و تیرگی‌های روانی افزود گردد؛ و آمار بیماری‌های روانی، جنون‌ها، خودكشی‌ها، جنایت‌ها، اضطراب‌ها، یأس‌ها، كینه‌ها به صورت وحشتناكی بالا رود؛ چرا؟ برای اینكه سركوب نكردن غرایز به معنی آزاد گذاشتن میل‌ها و آزاد گذاشتن میل‌ها به معنی رفع تمام قیود و حدود و مقررات تفسیر شد. پس از آنكه قرن‌ها علیه شهوت‌پرستی به عنوان امری منافی اخلاق و علت برهم زدن آرامش روحی و مخل نظم اجتماعی و به عنوان نوعی انحراف و بیماری‌ توصیه و تبلیغ شده بود، یكباره ورق برگشت و صفحه عوض شد؛ جلوگیری از شهوات و پایبند بودن به عفت و تقوا و تحمل قیود و حدود اخلاقی و اجتماعی، عامل برهم زدن آرامش روحی و مخل نظم اجتماعی و از همه بالاتر امری ضد اخلاق و تهذیب نفس معرفی شد. فریاد‌ها بلند شد كه محدودیت‌ها را بردارید تا ریشه مردم‌آزاری و كینه‌ها و عداوت‌ها كنده شود؛ عفت را از میان بردارید تا دل‌ها آرام گیرد و نظم اجتماعی برقرار گردد؛ آزادی مطلق اعلام كنید تا بیماری‌های روانی رخت بربندد.

نتیجه چه ‌شد؟ آیا بیماری‌های روانی معدوم شد؟ خیر، متأسفانه نتیجه‌ی معكوس بخشید؛ بدبختی‌ای بر بدبختی‌های پیش افزود تا آنجا كه بعضی از پیشقدمان آزادی جنسی سخن خود را به صورت تفسیر و تأویل پس گرفتند. گفتند از حدود و مقررات اجتماعی چاره‌ای نیست؛ غریزه را از تمتعات جنسی نمی‌توان به طور كلی ارضاء  و اشباع كرد، باید ذهن را متوجه مسائل هنری و فكری كرد و غریزه را به طور غیر مستقیم به سوی این امر هدایت نمود. فروید یكی از این افراد است.

اخلاقی كه امثال راسل از آن تبلیغ می‌كنند و نام آن را «اخلاق نوین» گذاشته‌اند همان است كه ثمره‌اش آشفتگی بیش از پیش غرایز و تمایلات است و برخلاف مدعای آنها كه اخلاق كهن را متهم به آشفته ساختن روح می‌كنند، سیستم اخلاقی خود آنها سزاوار این اتهام است.

نه حبس و نه اختلاط، بلكه حریم

حقیقت این است كه اشباع غریزه و سركوب نكردن آن یك مطلب است و آزادی جنسی و رفع مقررات و موازین اخلاقی مطلب دیگر... . پرورش دادن استعداد‌ها غیر از پر دادن به هوس‌ها و آرزو‌های پایان‌ناپذیر است.

اسلام می‌گوید: نه حبس و نه اختلاط، بلكه حریم. سنت‌ جاری مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است كه زنان از شركت‌ در مجالس و مجامع منع نمی‌شده‌اند، ولی همواره اصل «حریم» رعایت می‌شده است.24

پی‌نوشت‌ها:

1-    نهج‌البلاغه، نامه 31.

2-    ر.ك. مرتضی مطهری، انسان كامل، ص 5-48.

3-    مرتضی مطهری، ختم نبوت، ص 20.

4-    مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی ص 101.

5-    همان، صص 103 و 102.

6-    همان، صص 42و 41.

7-    همان، ص 53.

8-    مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 1 ص 526.

9-    حسین یزدی، آزادی در نگاه استاد مطهری، ص 32.

10-مرتضی مطهری، انسان كامل، ص 347، 436.

11-همان، ص 347.

12- مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، ص 14.

13-همان، ص 18.

14-همان، ص 17.

15-همان، صص 20 و 19.

16-همان، ص 51.

17- همان، ص 32.

18-مرتضی مطهری، سیری در نهج‌البلاغه، پیشین، صص 208 و 207.

19-مرتضی مطهری، مجموعه مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 555.

20- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 17.

21-مرتضی مطهری، انسان كامل، صص 331 و 330.

22-همان، ص 334.

23- حسین یزدی، آزادی در نگاه استاد مطهری، صص 120 و 119.

24- همان، صص 233 تا 239.

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


استاد مطهری از نگاه مقام معظم رهبری:
شهید مطهری( رضوان الله علیه) چشمه فیاض و جوشانی بود.
کتاب های شهید مطهری،قابل مردن و قابل تمام شدن نیست.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب