تبلیغات
یاس مطهر

یاس مطهر
سیر مطالعاتی کتابهای شهید استاد مرتضی مطهری(موسسه مطهرون بروجرد) 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
وبلاگ از نظر شما چگونه است؟




صفحات جانبی

متن حدیث:

«یَا عَلِىّ: نَظَرُالوَلَدِ اِلَى والِدَیهِ حُبَّا لَهُمَا عِبَادَة»

ترجمه:

اى على، نگاه محبّت آمیز به پدر و مادر عبادت است.

شرح حدیث:

در این حدیث از پدر و مادر سخن مى گوید; امّا مى كوشیم برداشت وسیعترى از آن بنماییم. اسلام آن قدر به پدر و مادر اهمّیّت مى دهد كه حتّى نگاه محبّت آمیز به آنان را عبادت مى داند البتّه این گونه تعبیرها در آیات و روایات فراوان موجود است. نكته اى كه در این جا نهفته است و باید دقّت كرد این است كه، نگاه رمز و مظهر و یا به عبارتى دریچه اى براى یك سلسله مسایل درونى و عاطفى است; مثلا در اسلام هست كه نگاه به صورت عالم، به در خانه عالم، نگاه عبرت آموز به دستگاه آفرینش، نگاه به صفحات قرآن و... عبادت است، آن هم عبادتى كه هدف آفرینش است «ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالاِنْسَ الاّ لیَعْبُدون».
اكنون سرّ این نگاهها را باید دریافت; مثلا نگاه به عالم، مقدّمه تماس با اوست و تماس و ارتباط با او، زمینه اى فراهم مى آورد تا شخص از علمِ عالم بهره مند شود یا نگاه عاطفى به پدر و مادر، مقدّمه و زمینه قدردانى از رنجها و تلاشهاى آنان است، و روح عاطفه و محبّت را در انسان تقویت مى كند و سبب استحكام پیوندهاى خانوادگى و در نهایت اجتماعى مى شود.
آن قدر از محبّت در اسلام سخن گفته شده كه اگر كسى آنها را جمع آورى كند خود كتاب مستقلّى خواهد شد. اساس دعوت اسلام بر محبّت بوده و هست و از خشونت فقط در موارد استثنایى استفاده شده است. به قرآن توجّه كنید تمام سوره هاى آن با لفظ «الرحمن» و «الرحیم» شروع مى شود، جز در یك مورد (سوره توبه). زیرا قرآن براى تربیت نازل شده است، قرآن كتاب انسان سازى است و تربیت و ساختن انسان نیز از محبّت شروع مى شود. از میان هزارویك اسمى كه براى خدا ذكر كرده اند تنها دو اسم (رحمان و رحیم) در آغاز هر سوره بعد از نام «الله» آمده است.

چرا كه :

از محبّت تلخ ها شیرین شود *** از محبّت مس ها زرّین شود
از محبّت گودها صافى شود *** و از محبّت دردها شافى شود
از محبّت خارها گل مى شود *** و از محبّت سركه ها مُل مى شود
از محبّت سجن گلشن مى شود *** بى محبّت روضه گلخن مى شود
از محبّت نار نورى مى شود *** و از محبّت دیو حورى مى شود
از محبّت نیش نوشى مى شود *** و از محبّت شیر موشى مى شود
از محبّت سُقم صحّت مى شود *** و از محبّت قهر رحمت مى شود
از محبّت مرده زنده مى شود *** و از محبّت شاه بنده مى شود
از محبّت حُزن شادى مى شود *** و از محبّت غول هادى مى شود.(1)

سؤال: چرا از میان این همه اسما فقط این دو انتخاب شده اند؟

جواب: چون قرآن كتاب تربیت و انسان سازى است و این كار جز با عاطفه و محبّت صورت نمى گیرد و لذا از رحمان و رحیم استفاده شده است، به نظر من اگر مبلّغان و اهل علم بخواهند در تعلیم و تربیت موفّق و مؤثّر باشند، باید پایه اصلى كارشان را روى محبّت قرار دهند، با مردم خوش رویى و مهر و محبّت برخورد كنند. ما نیز مانند خداوند كه از رحمان و رحیم استفاده كرده، قطره اى و ذرّه اى از این دو صفت را در وجودمان احیا و زنده كنیم و واقعا مصداق «تخلّقوا باخلاق الله» بشویم. براى اصلاح افراد فاسد حتّى الامكان از ابراز محبّت استفاده كنیم.
وقتى پنج صفت كه در قرآن براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) ذكر مى كند دقّت مى كنیم مى بینیم همه آنها در مسیر محبّت قرار دارد، پیامبرى كه به سوى شما آمده است چنین صفاتى دارد: «لَقَد جَائَكُم رَسُولٌ مِن أَ نفُسِكُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیكُم بِالْمُؤمِنین ،رَئوفٌ رَحیمٌ; به یقین، رسولى از خود شما به سویتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است; و اصرار بر هدایت شما دارد; و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است».(2)
اوّلین خصوصیّت كه باعث پیوند عاطفى بین افراد جامعه مى شود این است كه از میان خود شما بیرون آمده است «مِنْ أَنْفسِكُم». دردهاى شما براى او سخت و ناراحت كننده است: «حریصٌ علیكم» البتّه «حریص» تعبیر خوبى نیست، ولى بلاغت و فصاحت اقتضا و ایجاب مى كند كه براى شدّت مبالغه آن به كار برده شود. او براى هدایت شما، هم حریص است و هم رئوف و هم رحیم.
البتّه باید توجّه داشت كه بین رئوف و رحیم تفاوت هست: رئوف در مورد فراهم كردن مقدّمات پیشرفت كسى است و رحیم در مقابل بخشیدن خطاهاست; مثلاً فردى كه مى خواهد دانش كسب كند، مقام رئوفیّت این است كه كتاب، مدرسه و ابزار مناسب با دانش اندوزى در اختیارش باشد و مقام رحیمیّت این است كه وقتى لغزش پیدا كرد او را ببخشید و به تذكّر اكتفا كنید.
ملاحظه مى كنید تمام این پنج صفت، حول محور محبّت مى چرخد و رمز پیروزى حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) نیز همین بود. لذا به پیامبر تأسّى كنیم و پایه تبلیغاتمان را بر همین اساس قرار دهیم
بنابراین، اگر در این راه به او بى احترامى شد ـ تا جایى كه به اصول و پایه ها ضرر نمى زند و جنبه شخصى دارد ـ باید تا آن جا كه مى تواند گذشت كند; یعنى سعه صدر داشته باشد و مقابل به مثل نكند، مخصوصاً در این زمان كه مردم از روحانى توقّع زیادى دارند كه در طول تاریخ شاید این گونه نبوده است.
شما به تاریخ كلیسا و مسیحیّت در آن قرون وسطى توجّه كنید مى بینید كارهایى كه به نام مذهب در آن قرون صورت مى گرفت، نفرت جامعه را برانگیخت و باعث طرد ارباب كلیسا از جامعه شد. بى زارى از روحانیّت مسیحیّت به حدّى رسید كه جرأت نداشتند در جایى ظاهر شوند; چون به سبب آن اعمال ننگین و جریان تفتیش عقاید، خاطرات بدى را در برخورد با مردم از خود به یادگار گزاردند، ولى زمان خودمان را هم مشاهده كنید، كه چگونه بار دیگر به زندگى مردم وارد شده اند. آن هم به چه وسیله؟ تاریخ را ملاحظه كنید، آنها تنها روى مسائل عاطفى تكیه كرده اند: به عیادت جذامیهایى كه هیچ كس به عیادتشان نمى رفت، رفتند به سراغ سالمندان و معلولین رفتند، یا به روستاهاى عقب مانده و دور افتاده رفته و روى مسائل تربیتى رفاهى و درمانى دست گذاشتند، بیمارستان و پرورشگاه یتیمان و درمانگاه و... ساختند و با استفاده از ابزار محبّت و مروّت و مهربانى، توانستند تا حدّى قلبها را بدست آورند و مقاصد خویش را پیاده كنند; چرا ما كه حقّیم و قرآن نیز به ما دستور داده و سیره پیامبران و ائمّه(علیهم السلام) و بزرگان ما محبّت و مهربانى بوده است، چنین نكنیم؟!
یكى از دوستان نقل مى كرد، آن زمانى كه با اتومبیل از بغداد به شام و.... مى رفتند، ما هم براى زیارت حضرت زینب(علیها السلام) و حضرت رقیّه عازم شدیم; در بین راه اتومبیل نقص فنّى پیدا كرد، راننده و شاگردش رفتند، آن را درست كنند من هم پیاده شدم كه ببینم كه موضوع چیست؟ دیدم كشیشى كه با ما در ماشین بود، اوّل كسى بود كه از اتوبوس براى كمك كردن به راننده پیاده شد و زیر ماشین رفت و وسایل را آورد و به آن كمك كرد. مردم مى گفتند: نگاه كن این كشیش چقدر آدم خوبى است، البتّه به او یاد داده اند كه در چنین مواقعى چه كار بكند.

در این جا مناسب است مقدارى درباره ارزش والدین در اسلام بحث كنیم:

سؤال: چرا در قرآن مجید بر رعایت حقوق پدر و مادر مكررّ تاكید شده امّا سفارش در مورد فرزندان كمتر دیده مى شود، جز در مورد نهى از كشتن فرزندان در دوران جاهلیّت؟
جواب: دلیل مطلب این است كه، پدر و مادر به حكم عواطف نیرومندشان كمتر ممكن است فرزندان را به دست فراموشى بسپارند، در حالى كه زیاد دیده شده است فرزندان، پدر و مادر را مخصوصا به هنگام پیرى و از كارافتادگى فراموش مى كنند و این دردناكترین حالت براى آنها و بدترین ناشكرى براى فرزندان محسوب مى شود.(3)

دقت فوق العاده در احترام به پدر و مادر:

در آیات 22ـ25سوره اسراء، قسمتى از ریزه كاریها در برخورد مؤدبانه واحترام آمیز، با پدران و مادران بازگو شده است:
1ـ از یك سو، انگشت روى حالات پیرى، آنها كه در آن موقع از همیشه نیازمندتر به حمایت و محبّت و احترامند، گذارده و مى گوید: كمترین سخن اهانت آمیز رابه آنها نگو».
آنها ممكن است بر اثر كهولت به جایى برسند كه نتوانند بدون كمك دیگرى حركت كنند و از جا برخیزند و حتّى ممكن است قادر به دفع آلودگى از خود نباشند، در این موقع آزمایش بزرگ فرزندان شروع مى شود.

آیا وجود چنین پدر و مادرى را مایه رحمت مى دانند و یا مایه بلا و مصیبت و عذاب؟

آیا صبر و حوصله كافى براى نگهدارى احترام آمیز ازچنین پدر و مادرى را دارند و یا هرزمان با نیش زبان، یا كلمات سبك و اهانت آمیز و حتّى گاه با تقاضاى مرگ او از خدا قلبش را مى فشارند و آزار مى دهند؟
2ـ از سوى دیگر، قرآن مى گوید: در این هنگام به آنها اف مگو; یعنى اظهار ناراحتى و ابراز تنفّر مكن. باز اضافه مى كند باصداى بلند و اهانت آمیز و داد و فریاد با آنها سخن مگو، و تأكید مى كند با قول كریم و گفتار بزرگوارانه با آنها سخن بگو كه همه آنها نهایت ادب در سخن را مى رساند كه زبان كلید قلب است.
3ـ از سوى دیگر، دستور به تواضع و فروتنى مى دهد، تواضعى كه نشان دهنده محبّت و علاقه باشد نه چیز دیگر.
4ـ سرانجام مى گوید: حتّى موقعى كه رو به سوى درگاه خدا مى آورى پدر و مادر راـ چه در حیات و چه در ممات ـ فراموش مكن و تقاضاى رحمت پروردگار براى آنها بنما.
مخصوصا این تقاضایت را با این دلیل همراه ساز و بگو: خداوندا همان گونه كه آنها در كودكى مرا تربیت كردند، تو مشمول رحمتشان فرما.
* نكته مهمى كه از این تعبیر علاوه بر آنچه گفته شد استفاده مى شود این است كه اگر پدر و مادر آن چنان مسنّ و ناتوان شوند كه به تنهایى قادر بر حركت و دفع آلودگیها از خود نباشند، فراموش نكن كه تو هم در كودكى چنین بودى و آنها از هرگونه حمایت و محبّت از تو دریغ نداشتند و لذا محبّت آنها را جبران نما.

احترام پدر و مادر در منطق اسلام:

اگر عواطف انسانى و مسأله حق شناسى به تنهایى براى رعایت احترام در برابر والدین كافى است، ولى از آن جا كه اسلام حتّى در مسائلى كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح در مى یابد، سكوت روا نمى دارد، بلكه به عنوان تأكید در این گونه موارد هم دستورهاى لازم را صادر مى كند در مورد احترام والدین آن قدر تأكید كرده است كه در كمتر مسأله اى دیده مى شود. به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى كنیم:
1ـ در چهار سوره ازقرآن مجید، نیكى به والدین بلافاصله بعد از مسأله «توحید» قرار گرفته است. این هم ردیف بودن دو مسأله بیانگر این است كه اسلام تا چه حدّ براى پدر ومادر احترام قائل است.
در سوره بقره آیه 83 مى خوانیم: «لا تَعْبُدُونَ اِلاّ اللّه وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْسَانَا»; و در سوره نساء آیه 36 آمده: «وَاعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْسَاناً»; و در سوره انعام آیه 151 مى فرماید: «اَلاّ تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحسَانَا» و در آیات 22ـ25 سوره اسرا نیز این دو را قرین با هم دیدیم: «وَ قَضى رَبُّكَ اَلاَّ تَعْبُدُوا اِلاّ ایّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْسَاناً».
2ـ اهمّیّت این موضوع تا آن پایه است كه هم قرآن و هم روایات، صریحا توصیه مى كنند كه حتّى اگر پدر و مادر كافر باشند رعایت احترامشان لازم است. در سوره لقمان آیه 15 مى خوانیم: «وَ اِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بى مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبهُمَا فِى الدُّنْیَا مَعْرُوفاً; اگر آنها به تو اصرار كنند كه مشرك شوى اطاعتشان مكن، ولى در زندگى دنیا به نیكى با آنها معاشرت نما».
3ـ شكرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجید در ردیف شكرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده، چنانكه در آیه 11 سوره لقمان، مى خوانیم: «أن اشكر لى و لوالدیك;» با این كه نعمت خدا بیش از آن اندازه است كه قابل شماره باشد و این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران مى باشد.
4ـ قرآن حتّى كمترین بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم كه فرمود: «لَوْ عَلَمَ اللّهُ شَیْئاً هُوَ أَدْنَى مَن أف لَنَهْى عَنْهُ، وَ هُوَ أَدْنَى الْعُقُوقِ; وَ مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ یَنْظُرَ الرَّجُلِ اِلى والِدَیْهِ فَیَحِدَّ النَّظَرَ اِلَیْها; اگر چیزى كمتر از«اف» (همان طور كه گفتیم كمترین اظهار ناراحتى است) و این حدّاقل مخالفت و بى احترامى به پدر و مادر است، و از این جمله همچنین نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر كردن مى باشد».
5 ـ با این كه جهاد یكى از مهمترین برنامه هاى اسلامى است، مادام كه جنبه وجوب عینى پیدا نكند، یعنى داوطلب به قدر كافى باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است و اگر موجب ناراحتى آنها شود جایز نیست. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم:
كه مردى نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده و عرض كرد: من جوان با نشاط و ورزیده اى هستم و جهاد را دوست دارم ولى مادرى دارم كه از این موضوع ناراحت مى شود، پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: «اِرْجَعْ، فَكُنْ مَعَ وَ الِدتِكِ فَوَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ لآنسَها بِكَ لَیْلَة خَیْرٌ مِنْ جَهاد فى سَبیلِ اللّهِ; برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایى كه مرا به حق مبعوث ساخته است یك شب مادر با تو مأنوس گردد از یك سال جهاد در راه خدا بهتر است».(4)
البتّه هنگامى كه جهاد، جنبه وجوب عینى پیدا كند و كشورهاى اسلامى در خطر قرار گیرند و حضور همگان لازم شود، هیچ عذرى حتّى نارضایى پدر و مادر پذیرفته نیست.
در مورد سایر واجبات كفایى و همچنین مستحبات، مسأله همان گونه است كه در مورد جهاد گفته شد.
6ـ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «ایَّاكُمْ وَ عَقوقَ الْوَالِدَیْن فَاِنَّ ریِحَ الْجَنَّهَ تُوجَدُ مِنْ مَسیِرهِ اَلْفَ عام وَ لاَیَجِدُهَا عَاقٌ; بترسید از این كه عاق پدر و مادر و مغضوب آنها شوید، زیرا بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مى رسد، ولى هیچ گاه به كسانى كه در مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید.(5)
این تعبیر اشاره لطیفى به این موضوع است كه چنین اشخاص نه تنها در بهشت گام نمى گذارند، بلكه در فاصله بسیار زیادى از آن قرار دارند، و حتّى نمى توانند به آن نزدیك شوند.
سیّد قطب در تفسیر«فى ظلال القرآن» حدیثى به این مضمون از پیامبر(صلى الله علیه وآله)نقل مى كند كه مردى مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته طواف مى داد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) را در همان حال مشاهده كرد، عرض كرد: آیا حق مادرم را با این كار انجام دادم؟ فرمود: نه، حتى جبران یكى از ناله هاى او را به هنگام وضع حمل نمى كند.
در پایان این بحث، ذكر این نكته را لازم مى دانیم كه گاه مى شود پدر و مادر پیشنهادهاى غیر منطقى و یا خلاف شرع به انسان مى كنند، بدیهى است كه اطاعت آنان در هیچ یك از این موارد لازم نیست، ولى با این حال باید با برخورد منطقى و انجام وظیفه امربه معروف در بهترین صورتش با این گونه پیشنهادها برخورد كرد(6).

پی نوشتها:

1. مثنوى مولوى، دفتر دوّم.
2.سوره توبه، آیه 128.
3.«تفسیر نمونه، ج 7، ص 41»
4. جامع السعادات، ج 2، ص 260.
5. جامع السعادات، ج 2، ص 257.
6. تفسیر نمونه، ج 12، ص 78ـ81.

پایگاه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


استاد مطهری از نگاه مقام معظم رهبری:
شهید مطهری( رضوان الله علیه) چشمه فیاض و جوشانی بود.
کتاب های شهید مطهری،قابل مردن و قابل تمام شدن نیست.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب