تبلیغات
یاس مطهر

یاس مطهر
سیر مطالعاتی کتابهای شهید استاد مرتضی مطهری(موسسه مطهرون بروجرد) 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
وبلاگ از نظر شما چگونه است؟




صفحات جانبی

بسم الله الرحمن الرحیم

قد خلع سرابیل الشهوات و تخلّى من الهموم كلّها الا همّاً واحداً انفرد به‏
حضرت على‏علیه‏السلام در بخشى از خطبه هشتاد و هفتم نهج البلاغه در وصف بندگان شایسته خدا مى‏فرماید: این‏ها پیراهن شهوت را از قامت خودشان دور مى‏كنند و از همّ و غمّ عالم جز اندوهى كه به تنهایى آن را تحمل مى‏كنند، راحت مى‏شوند.
در زمینه شهوات سؤالاتى مطرح است از قبیل این كه اساسا شهوت یعنى چه و چرا شهوت به پیراهن تشبیه شده است؟ منظور از دور كردن پیراهن شهوات چیست؟ آیا آن طور كه بعضى تصور مى‏كنند مطلق لذایذ و شهوات دنیا پلید و منفور است و كسى كه مى‏خواهد در راه خدا قدم بردارد باید همه این‏ها را رها كند؟
شهوت در لغت به معناى میل است و اشتها نیز از همین ماده است. این معنافى حد نفسه نه بار منفى دارد و نه بار مثبت و ارزش یافتن آن بستگى دارد به این كه در چه مقامى و با چه انگیزه‏اى تحقق پیدا كند. گاهى میل امرى غیر اختیارى است كه بار ارزشى پیدا نمى‏كند زیرا ارزش‏هاى اخلاقى چه مثبت و چه منفى به امور اختیارى مربوط است. انسان وقتى گرسنه مى‏شود، به طور طبیعى به غذا میل پیدا مى‏كند. این خوب و بد اخلاقى ندارد.
قرآن در باره بهشت مى‏فرماید: «فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُس»1، «أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِین»2 در بهشت آن‌چه بهشتیان میل داشته باشند، وجود دارد. آن جا نهرهاى شرابى است كه بهشتیان از آن لذت مى‏برند. این نشان مى‏دهد لذّت و اشتها بد نیست، ولى در عرف غالبا شهوت در جایى گفته مى‏شود كه میل به اندامى از اندام‏هاى انسان - به خصوص شكم او - مربوط باشد. به همین جهت، میل به مناجات با خدا را شهوت نمى‏گویند.
در قرآن كریم، كلمه «شهوات» در سه جا به كار رفته است كه در همه موارد بار منفى دارد3. در یكى از موارد قرآن مى‏فرماید: «زُیِّنَ‏ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآب»4 در دنیا براى مردم علاقه به شهواتى از قبیل‏ زن، فرزند، طلا، نقره و... زینت داده شده است، ولى این طلاها، نقره‏ها، اسب‏هاى سوارى زیبا و... ابزارهاى زندگى دنیا است. سرانجام نیك و بازگشتگاه بهتر نزد خدا است. انسان باید بفهمد كه لذّت‏هاى دنیا زودگذر است. اگر انسان بدان دلبستگى پیدا كند او را از سعادت باز مى‏دارد. از طرفى باید بداند لذّت‏هایى هست كه با میل طبیعى برانگیخته نمى‏شود و عضو بدنى ندارد. عقل انسان باید آن را بفهمد و دنبالش برود و آن را بر این لذّت زودگذر ترجیح دهد:
«قُلْ أَأُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّه والله بصیر بالعباد»5 از تمام‏ لذّت‏هاى دنیا بهتر، آن لذّت‏هایى است كه در عالى‏ترین كیفیّت و در طولانى‏ترین مدّت (ابدیت) براى شما در آخرت پیش خدا محفوظ است، به شرطى كه تقوا داشته باشید. بالاترین چیزى كه در این دنیا پهلوانان را به زمین مى‏زند، شهوت جنسى است، ولى بهتر از این‏ها همسرانى است كه خداوند منّان آنان را در بهشت براى شما قرار داده است و هیچ آلودگى و زشتى ندارند. علاوه بر این‏ها لذّت مهمترى وجود دارد كه باید استعداد بیشترى داشت تا آن را درك كرد و آن رضوان الهى است كه خدا آگاه است آن را به كدام یك از بندگان كه صلاحیت درك آن را دارد، عطا كند. در این آیه كاملاً روشن است كه خداوند در مقام تعریف شهوات، و به خصوص «حبّ الشّهوات» نیست، بلكه درصدد نكوهش آن است.
استفاده از شهوات یا تمتّع از چیزهایى كه متعلّق شهوات است، مسأله‏اى است و حبّ الشّهوات مسأله‌ای دیگر. شیطان آن چنان امور لذّت بخش دنیا را در نظر انسان تزیین و تقویت مى‏كند كه با این وسوسه كاهى را به صورت كوه نشان مى‏دهد. شیطان شهوتى را كه به محض ارضا، تمتّع از آن پایان مى‏یابد و انسان مى فهمد ارزش چندانى ندارد، به گونه‏اى زینت مى كند كه ساعتى بعد یا روز بعد باز انسان همان ولع را دارد و وقت، پول و عمر خود را صرف مى‏كند به خیال این كه به لذّتى برسد و وقتى رسید باز مى‏فهمد كه چیز ارزشمندى نبود.
با تبعیّت از شیطان، انسان به یك حالتى شبیه جنون مى‏رسد. البته گاهى از خودش مى پرسد: مگر من عاقل نبودم؟ مگر این كارها چه قدر ارزش داشت كه این همه وقت، پول و عمر صرفش كردم؟ ولى باز فردا همه چیز تكرار مى‏شود و آن چنان شیطان بر انسان مسلط مى‏شود كه در آن حال به كلّى عقلش را از دست مى‏دهد.
بسیار زشت است انسان از سلف صالح خویش كه از بندگان خالص خدا بوده‏اند، دور بیفتد و گمراه شود. خداوند در اوصاف اولیا و بندگان شایسته خود مى‏فرماید: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا»6 بندگان صالح من عاشق مناجات و عبادت بودند، وقتى كلمات خدا را مى‏شنیدند به سجده مى‏افتادند و اشك از چشمانشان جارى مى‏شد، ولى پس از این‏ها نسلى آمدند كه دو ویژگى متفاوت از بندگان صالح داشتند: یكى این كه نماز را ضایع مى‏كردند(نه این كه ترك مى‏كردند، بلكه در خواندن آن سستى و كوتاهى مى‏كردند) و دیگر این كه پیرو شهوات بودند. در میان همه زشتى‏هاى آنان، قرآن بر این دو تكیه كرده است و عجیب است كه این دو ارتباط وثیقى با یكدیگر دارند. هر قدر انسان در شهوات غوطه ور شود از نماز و مناجات و انس با خدا محروم مى‏شود و حال نماز خواندن ندارد و هر چه از شهوات خوددارى كند آمادگى بیشترى پیدا مى‏كند تا لذت مناجات با خدا را درك كند و ارزش نماز را بفهمد.
نتیجه این دو (سبك شمردن نماز و دنبال كردن شهوات) گمراهى است و انسان به حالتى مى‏افتد كه شیطان بر او مسلط مى شود. اگر تعبیر بدى نباشد، شیطان افسارش را به دست مى‏گیرد، سوارش مى‏شود و عقل و شعور او را در اختیار مى‏گیرد، ولى او به خیال خود خیلى لذّت مى‏برد و حال مى‏كند! طولى نمى‏كشد كه مى‏فهمد چه غلطى كرده كه اختیار خود را به دست شیطان داده است. پس بندگان محبوب خدا پیراهن شهوات را از تن در مى‏آورند، یعنى آن پیراهنى كه شیطان بر تنشان پوشانده بود و علاقه خاص به شهوات را، كه بسیار مذموم است، در آن‏ها پدید آورده بود، از تن بیرون مى‏كنند.
اصل میل به دنیا و استفاده از آن ممنوع نیست. چه طور ممكن است ممنوع باشد با این كه گاهى واجب شرعى است؟ بارها گفته‏ایم: امور دنیا از آن جا كه خداى متعال از روى حكمت آفریده، براى این است كه انسان از آن استفاده كند و تا دلخواه انسان نباشد از آن استفاده نمى‏كند. اگر لذّت نداشته باشد كه انسان به دنبال آن نمى‏رود. همه امور دنیا براى این است كه انسان زندگى خود را به نحو صحیحى ادامه دهد. اگر انسان غذا نخورد مریض مى‏شود و مى‏میرد. پس وقتى اشتها دارد باید غذا بخورد. اگر از غریزه جنسى خود استفاده نكند نسل انسان منقرض مى‏شود. پس باید استفاده كند، اما باید دانست این‏ها ابزار و وسیله است و هدف نیست.آن چه عیب است، این است كه دنیا «متاع الغرور» شود و عشق به دنیا انسان را از مقصد باز دارد.
اتومبیل یك ابزار است براى این كه انسان سوار شود و به مقصد برسد. پس اگر كسى اتومبیل خرید و صبح تا شب مشغول تمیز كردن شیشه‏هایش شد تا برق بزند یا به گونه‏اى آن را تزیین كند كه مجبور شود صبح تا شب نوكر اتومبیلش باشد، كار عاقلانه‏اى نكرده است. خوب بودن وسیله، به این معنا نیست كه انسان وقت فراوانى را صرف آن كند، بلكه به این معنا خوب است كه او را به مقصد برساند و از مقصد باز ندارد. پس آن چه مهم است این است كه دنیا هدف قرار نگیرد. «وَاعلَمُوا اَنَّما الْحَیاةِ الدُّنْیا لَعِبٌ و لَهْو»7 وگرنه كسى كه از هیچ‏ لذّتى از لذتّ‏هاى دنیا استفاده نمى‏كند، زن نمى‏گیرد، بچه دار نمى‏شود، با دوستان معاشرت نمى‏كند، غذا نمى‏خورد، لباس مناسب نمى‏پوشد و...، و این همه را به فرمایشات ائمه مستند می‌كند، درواقع از بیانات اهل بیت علیهم السلام سوء استفاده مى‏كند. فرقه‏هاى گمراه و گمراه كننده از همین جاها پیدا مى‏شوند. آیات و روایات در مقام این است كه دل‏بستگى به دنیا، نگاه كردن به دنیا به عنوان یك امر مستقل، و فراموش كردن ابزارى بودن آن را مذمّت كند. كسى كه دنیا را بت قرار داده و فكر و ذكر او در شبانه روز دنیا است، مذموم است. كسى كه دل‏بستگى نداشت و به كمك دستورات شرع از همه ابزارهای دنیا استفاده كرد و بنده آن نشد، آزاد است و از همّ و غمّ دنیا خلاص مى‏شود.
غصه‏هایى كه ما در دنیا داریم، همه به خاطر پیدا كردن چیزهایى است كه شهوات ما را ارضا كند. اگر افرادى را كه خیلى در فكرند و غصه دار و افسرده هستند، روانكاوى كنید هیچ یك در اثر محبت به خدا، علاقه به آخرت و كسب رضوان الهى چنین حالتى پیدا نكرده‏اند. همه این همّ و غم‏ها به امور دنیا برمى‏گردد.
آن چه مذمّت دارد این است كه انسان گیج شود و خیال كند این لذت زودگذر دنیا را باید همچون بت پرستید و همه همت خود را صرف آن كرد. گاهى دنبال این لذّت‏ها رفتن آن قدر انسان را پست مى‏كند كه انسان را از انسانیت و از ارتباط با خدا دور مى‏كند. دور شدن از خدا با دنبال كردن شهوت متلازم است. حتى دل‏بستگى به لذّت‏هاى حلال، حال نماز و انس با خدا و مناجات را از انسان مى‏گیرد.
گاهی لذّت‏هاى دنیا آن چنان بر دل مسلط مى‏شود كه راحتى را از انسان مى‏گیرد. بعضى خیال مى‏كنند كسانى كه از لذایذ دنیا بهره‏مند هستند راحتند. این‏ها متوجه نیستند كه آن‏ها براى پیدا كردن لذّت‏هایى آنى، ساعت‏ها فكر كرده، غصه خورده، چه اندازه آسایش و راحتى را از دست داده و چه بسا خیانت‌ها كرده‏اند تا لذّتى برایشان پیدا شده است. شما این همّ و غم‏ها، غصّه‏ها و ناراحتى‏ها را به حساب نمى‏آورید. نتیجه برآیند غصّه و لذّت براى آنان شبیه صفر است! آیا این است خوشى زندگى دنیا؟
امروز كشورهایى كه بالاترین وسایل لذّت عالم را در اختیار دارند، حتى لذّت‏هایى كه ما خواب آن را هم نمى‏بینیم، و براى همه شهروندانشان كم و بیش همه چیز فراهم استبیشترین داروهاى روانى را تولید و مصرف مى‏كنند. بیشترین كلینیك‏هاى روانى و بالاترین ارقام داروهاى روانى همان جا است. مجهزترین بیمارستان‏ها به بیمارى‏هاى روانى اختصاص دارد. اگر این لذّت‏ها باعث راحتى و آسایش است پس چرا آن جا این همه افسردگى و بیمارى روانى پیدا مى‏شود. حال سرى بزنید به گوشه روستاها كه از كمترین امكانات برخوردارند و ببینید پیرزن‏ها و پیرمردهاى هفتاد- هشتاد ساله، با چه شادى و خوشى در كنار بچه‏هایشان راحت و آسوده زندگى مى‏كنند. چندى پیش تلویزیون جمهورى اسلامى پیرمرد صد و بیست ساله‏اى را با خانمش نشان مى‏داد كه هشتادمین سال ازدواجشان را جشن گرفته بودند و این پیر مرد مى گفت: من در عمرم دكتر ندیده‏ام و دوا نخورده‏ام! این‏ها همیشه شكر خدا را مى‏كنند و از زندگیشان لذّت مى‏برند.
براى بندگان خوب خدا هیچ همّ و غمّى وجود ندارد جز یك همّ و غم كه مطلوب است و آن رسیدن به مقصد است. اگر انسان دغدغه رسیدن به هدف و مقصد را نداشته باشد حركت نمى‏كند. مسافر نمى‏تواند دغدغه نداشته باشد مگر این كه فراموش كند مسافر است. ما در این دنیا در حال حركتیم. «إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدحا»8 زندگى دنیا سراسر سیر و سفر است. یك سیر تكوینى به سوى خدا براى همه و یك سیر تشریعى براى كسانى كه عاقلانه و آگاهانه دنبال او باشند. مسافر نمى‏تواند دغدغه مقصد نداشته باشد وگرنه حركت نمى‏كند. آن چه باعث مى‏شود انسان طى مسیر كند، این است كه دلش مى‏خواهد به هدف برسد و نگران است كه مبادا به مقصد نرسد. اگر تنبلى كند، راحت طلبى كند و وسایل سفر را فراهم نكند به مقصد نمى‏رسد. «اجعل همّك همّاً واحدا»9 شما غم و غصه‏هاى دیگر را دور بریزید. این‏ها ارزشى ندارند كه انسان در باره آن فكر كند. آن چه باید بدان اندیشید همّ و غمّى است كه به مقصد ارتباط دارد. در این دنیا انسان باید غصه هدف را بخورد تا جاى دیگر محزون نباشد. براى چنین افرادى آن جا دیگر خوف و اندوهى نیست «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون»10 و به‏ آن چه مى‏خواستند مى‏رسند. به همین جهت ملائكه به هنگام احتضار به مؤمن بشارت مى‏دهند كه «نحن اولیاؤكم فى الحیاة الدنیا»11 ما در دنیا هم دوست شما بودیم و به شما كمك مى كردیم. نگران نباش. غم و غصه‏هاى عالم تمام شد. همّ و حزن مربوط به مقصد هم كه تو داشتى، تمام شد.

پی نوشتها :

1. زخرف، 71.
2. محمد، 15.
3. آل‌عمران، 14 - نساء، 27 - مریم، 59.
4. آل‌عمران، 14.
5. آل‌عمران، 15.
6. مریم، 59.
7. حدید، 20.
8. انشقاق، 6.
9. بحار، ج‏74، ص‏ 28.
10. بقره، 277.
11. بحار، ج‏56، ص‏ 116.

پایگاه حضرت آیت‌الله مصباح یزدی(دامت برکاته)

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


استاد مطهری از نگاه مقام معظم رهبری:
شهید مطهری( رضوان الله علیه) چشمه فیاض و جوشانی بود.
کتاب های شهید مطهری،قابل مردن و قابل تمام شدن نیست.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب