تبلیغات
یاس مطهر

یاس مطهر
سیر مطالعاتی کتابهای شهید استاد مرتضی مطهری(موسسه مطهرون بروجرد) 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
وبلاگ از نظر شما چگونه است؟




صفحات جانبی

برنامة انسان‌سازی ماه مبارك رمضان

.اساساً برنامة ماه مبارك رمضان برنامة انسان‌سازی است كه انسان‌های معیوب در این ماه خود را تبدیل به انسان‌های سالم، و انسان‌های سالم خود را تبدیل به انسان‌های كامل كنند. برنامة ماه مبارك رمضان برنامة تزكیة نفس است، برنامة اصلاح معایب و رفع نواقص است، برنامة تسلط عقل و ایمان و اراده بر شهوات نفسانی است، برنامة دعاست، برنامة پرستش حق است، برنامة پرواز به سوی خداست، برنامة ترقی دادن روح است، برنامة ارتقاءدادن روح است. اگر بنا باشد كه ماه مبارك بیاید و انسان سی‌روز گرسنگی و تشنگی و بی‌خوابی بكشد و مثلاً شب‌ها تا دیروقت بیدار باشد و به این مجلس و آن مجلس برود، و بعد هم فطر بیاید و با روز آخر شعبان یك ذره هم فرق نكرده باشد، چنین روزه‌ای برای انسان اثر ندارد. اسلام كه نمی‌خواهد مردم بی‌جهت دهانشان را ببندند، بلكه با روزه گرفتن قرار است كه انسان‌ها اصلاح شوند. چرا در روایات ما آمده است كه بسیاری از روزه‌داران هستند كه حظ و بهرة آنها از روزه جز گرسنگی چیزی نیست؟ بستن دهان از غذای حلال برای این است كه انسان در آن سی‌روز تمرین كند كه زبان خود را از گفتار حرام ببندد، غیبت نكند، دروغ نگوید، فحش ندهد.

این از همان امور معنوی و باطنی و ملكوتی است: زنی آمد خدمت پیغمبر اكرم(ص) در حالی كه روزه داشت. رسول اكرم(ص) شیر یا چیز دیگری به او تعارف كرد و فرمود: بگیر و بخور. گفت: یا رسول‌الله! روزه دارم. فرمود: نه، روزه نداری؛ بگیر و بخور. گفت: نه یا رسول‌الله! روزه دارم. باز رسول اكرم(ص) اصرار كرد كه بخور. گفت: نه، روزه دارم، واقعاً روزه دارم (چون به حساب خودش واقعاً روزه داشت، ولی روزة ظاهری مثل روزه‌های ما). فرمود: تو چگونه روزه داری، حال آن كه گوشت برادر- یا خواهر- مؤمنت را یك ساعت پیش خوردی(غیبت كردی)؟ می‌خواهی الآن به خودت ارئه دهم كه تو گوشت خورده‌ای؟ قی كن! یكدفعه قی كرد و لخته‌های گوشت از دهانش بیرون آمد. انسان روزه بگیرد و غیبت كند، یعنی دهان جسم خودش را از غذای حلال ببنددد و دهان روح خود را برای غذای حرام باز كند.

چرا به ما گفته‌اند یك دروغ كه انسان بگوید تعفّنی از دهان او بلند می‌شود كه تا هفت آسمان، فرشتگان را متأذی می‌كند؟ آن وقت می‌گویند چرا انسان وقتی كه در جهنم است، اینقدر جهنم عفونت دارد؟! عفونت جهنم همین عفونت‌هایی است كه ما خودمان در دنیا ایجاد كرده‌ایم، همین دروغ‌هایی است كه خودمان می‌گوییم. دشنام دادن و همز ولمز كردن هم همین طور است.

تهمت‌زدن سرور همة اینهاست، چون تهمت‌زدن هم (رذیلت) دروغ‌گفتن را دارد و هم (رذیلت) غیبت كردن را. چون آدمی كه غیبت می‌كند، راست می‌گوید و بدگویی می‌كند و آدمی كه دروغ می‌گوید، دروغ می‌گوید ولی بدگویی كسی را نمی‌كند، یك دروغی می‌بافد و می‌گوید. اما آدمی كه تهمت می‌زند، در آن‌واحد، هم دروغ می‌گوید و هم غیبت می‌كند؛ یعنی دو گناه كبیره را با یكدیگر انجام می‌دهد.

آیا صحیح است یك ماه رمضان بر ما بگذرد كه در آن ماه ما یك سلسله تهمت‌ها به یكدیگر بسته باشیم؟ ماه رمضان برای این است كه مسلمین، بیشتر اجتماع كنند، عبادت‌های اجتماعی انجام دهند و در مساجد جمع شوند، نه این كه ماه رمضان وسیلة تفرقه قرار گیرد.[1]
رمضان، ماه ضیافت خدا

.چه تعبیر عجیبی دارد پیغمبر اكرم(ص) برای ماه مبارك رمضان؛ می‌فرماید؛ «دعیتم فیه الی ضیافه الله» شما در این ماه به مهمانی خدا خوانده شده‌اید؛ در این ماه، خدا میزبان است و شما میهمان. پس به این مقیاس بفهمید چقدر درهای رحمت الهی در این ماه باز است! می‌دانید در رابطة میزبان و میهمان، این میزبان است كه شأن مهمان را گرامی می‌دارد. هر كسی وقتی مهمان یك آدم كریم شد، به دلیل این كه میهمان است، میزبان او را گرامی می‌دارد. فقط كوشش كنید كه لااقل بتوانید به صورت یك مهمان بر سر سفرة این میزبان وارد بشوید.

اوج معنویت ماه مبارك رمضان، شبهای قدر است كه نزدیك است. ما باید در طول این بیست روز لااقل كاری كرده باشیم كه در این ایام و لیالی قدر (نوزدهم، بیست‌ویكم و بیست‌وسوم) [بتوانیم به صورت یك میهمان بر سر سفرة این میزبان وارد شویم] این روزه‌گرفتن‌ها، این- به خیال خودمان- زنجیر بر نفس اماره زدن‌ها، با طبیعت مبارزه‌كردن‌ها، روحانیت را غلبه دادن بر طبیعت، ذكر زیاد كردن خدا، دهای زیاد خواندن، تلاوت قرآن زیاد كردن، در یاد خدا زیاد بودن، اینها همه آمادگی است برای این كه در این شب‌های احیاء بتوانیم مانند یك میهمان بر سر سفرة رحمت خالق خودمان وارد بشویم [و در این ضیافت] شركت كنیم؛ توبه كنیم، انابه كنیم، استغفار كنیم، از خدای متعال رحمت بخواهیم؛ سعادت بخواهیم برای خودمان، برای برادران مؤمن خودمان، برای جامعة اسلامی خودمان، اصلاح نفس خودمان را بخواهیم. عبادت اصلاً برای نورانیت است. ما عبادت می‌كنیم برای این كه به وسیلة عبادت و به یاد خدا بودن و غیر خدا را فراموش كردن، از این ظلمت‌ها و كدورت‌ها و تیرگی‌ها بیرون بیاییم و قلب ما به نور الهی منوّر شود.[2]
سبك‌شمردن سایر عبادات

.روزه را هم نباید استخفاف كرد و سبك شمرد. بعضی روزه را به شكلی می‌گیرند. (حالا این شوخی است) كه- العیاذبالله- اگر من به جای خدا بودم اصلاً روزة این‌ها را قبول نمی‌كردم. من افرادی را سراغ دارم كه این‌ها در ماه رمضان شب تا صبح را نمی‌خوابند اما نه برای این كه عبادت كنند، بلكه برای این كه مدت خوابشان پر نشود؛ تا صبح هی چای می‌خورند و سیگار می‌كشند، اول طلوع صبح كه شد نمازشان را می‌خوانند و می‌خوابند، چنان بیدار می‌شوند كه نماز ظهر و عصر را با عجله بخوانند و بعد بنشینند سر سفرة افطار. آخر این چه روزه‌ای شد؟! آدم شب تا صبح را بخوابد برای این كه در حال روزه حتماً خواب باشد و رنج روزه را احساس نكند. آیا این استخفاف به روزه نیست؟! به عقیدة من مثل فحش دادن به روزه است، یعنی ای روزه! من اینقدر از تو تنفر دارم كه می‌خواهم رویت را نبینم!

ما حج می‌كنیم ولی به آن استخفاف می‌كنیم، روزه می‌گیریم و به آن استخفاف می‌كنیم، نماز می‌خوانیم و به آن استخفاف می‌كنیم، اذان می‌گوییم و به آن استخفاف می‌كنیم. حال چظور به اذان استخفاف می‌كنیم؟ مستحب است كه مؤذن «صیت» یعنی خوش‌صوت باشد. همان طوری كه در قرائت قرآن، تجوید یعنی زیبا قرائت‌كردن حروف، با آهنگ زیبا خواندن- قرآن اثر بیشتری در روح دارد- سنت است، در اذان نیز مستحب است كه مؤدن صیت یعنی خوش‌آواز باشد؛ اذان را با یك حالی بخواند كه مردم را به حال بیاورد، به یاد خدا بیاورد. خیلی افراد صیّت هستند و می‌توانند خوب اذن بگویند اما اگر به آنها بگویی آقا برو یك اذان بلند بگو، نمی‌گوید. چرا؟ چون خیال می‌كند این كسر شأنش است؛ من اینقدر پایین هستم كه مؤذن باشم؟! آقا! باید افتخار كنی كه یك مؤذن باشی. علی‌بن ابی‌طالب(ع) مؤذن بود، در همان وقتی كه خلیف بود هم مؤذن بود. این استخفاف به اذان است كه یك نفر ننگش بكند كه مؤذت باشد یا مؤذن بودن را بسته به شأن اشخاص بداند و بگوید من كه اعیان و اشراف هستم، از رجال و شخصیت‌ها هستم، من دیگر چرا مؤذن باشم؟ این‌ها همه استخفاف است.

پس ما هرگز نباید به عبادت استخفاف كنیم. ما باید مسلمان كامل و جامع باشیم. ارزش اسلام به جامعیت آن است. نه آن طور باشیم كه فقط به عبادت بچسبیم و غیر آن را رها كنیم و نه مثل آنها كه اخیراً پیدا شده‌اند باشیم كه اسلام را فقط به تعلیمات اجتماعی‌اش بشناسیم و به عبادت استخفاف كنیم، عبادت را تحقیر كنیم.[3]
مفهوم «احیاء»

.«احیاء» یعنی زنده كردن، نقطة مقابل «اماته» كه به معنی میراندن است. این كلمه چنین می‌رساند كه شب- كه قسمتی از وقت انسان است- او حالت دارد: ممكن است شب كسی زنده باشد و ممكن است شب او مرده باشد. شب زنده آن شبی است كه انسان تمام یا لااقل پاسی از آن شب را با یاد خدا و با مناجات و راز و نیاز با ذات پرودگار به سر ببرد، و شب مرده آن شبی است كه انسان تمام آن شب را با غفلت و فراموشی ذات مقدس پروردگار بسر ببرد. ممكن است كسی خیال كند كه این تعبیر یك تعبیر مجازی است، یك نوع تعارف است: شب كه زنده و مرده ندارد، شب بالاخره شب است، زمان است. مقداری از زمان كه این نیمكرة زمین كه ما در روی آن زندگی می‌كنیم مواجه با خورشید نیست و نور خورشید نمی‌تابد، به آن می‌گویند «شب». شب به هر حال شب است؛ شب نه زندگی دارد و نه مردگی.

این سخن راست است ولی آن كسی كه می‌گوید احیاء، شب را زنده نگه‌داشتن، مقصودش این نیست كه این قطعه زمان را شما زنده نگه دارید؛ مقصود زنده نگه‌داشتن خود شماست در این قطعه از زمان.

به عبارت دقیق‌تر، برخلاف آنچه كه ابتدائاً تصور می‌شود، ما خیال می‌كنیم زمان یك چیز است كه همة ما در داخل آن قرار گرفته‌ایم؛ در صورتی كه این‌ جور نیست. آن زمانی كه فكر می‌كنیم همه در داخل آن قرار گرفته‌ایم آن زمان ما نیست. زمانی كه ما روی آن حساب می‌كنیم، ساعات و دقایق و هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها را حساب می‌كنیم، آن، زمان ما نیست، زمان این زمین است. زمان ما یك حقیقتی است متحد با وجود خود ما، جزء وجود ماست. زمان ما، زمان وجود ما از خود ما منفك و جدا نیست؛ چیزی كه هیت ما این زمان را كه مقدار و اندازه دارد با زمان زمین حساب می‌كنیم، با آن تطبیق می‌كنیم، بعد خیال می‌كنیم زمان یك چیز است و همة ما در آن قرار گرفته‌ایم. نه، زمان من یك چیز است، زمان شما یك چیز دیگر است یعنی مخصوص خودتان است؛ همین طور كه قد شما كه مثلاً صد و شصت سانتیمتر است، این كمیت و مقدار مال شماست و قد من كه صد و هشتاد سانتیمتر است، كمیت و مقداری است مخصوص من. شما یك قد و یك اندازه دارید، من هم یك قد و یك اندازة مخصوص به خود. (حالا این‌ها برابر با یكدیگر باشند یا نباشند مطلب جداگانه‌ای است.) شما چون وجودتان یك وجود متحرك و سیال و متغیّر است، یك زمان در درون خودتان دارید، من هم یك زمان در درون خودم دارم، آن گل هم یك زمان در درون خودش دارد، آن درخت هم یك زمان در دورن خودش دارد، این سنگ هم یك زمان در درون خودش دارد؛ و زمانی كه در درون هر چیزی هست، عین وجود آن چیز است.[4]
ماه رمضان و استغفار

.زمان را زنده نگه‌داریم یعنی زمان خودمان را زنده نگه داریم، هر كداممان آن زمانی را كه در درون ماست زنده نگه داریم. آن زمانی كه در درون ماست چیست؟ آن همان خود ما هستیم، از حقیقت ما جدا نیست. پس زمان خودمان را، شب خودمان را زنده نگه داریم یعنی خودمان یك شب واقعاً زنده باشیم، واقعاً زنده زندگی كنیم نه این كه مرده زندگی كنیم. در اخبار و احادیث وارد شده است كه در روز قیامت، گذشتة انسان و زمان گذشتة انسان را به انسان ارائه می‌دهند و انسان‌ها مختلف می‌بینند؛ وقتی نگاه می‌كنند یك موجودی را می‌بینند كه قطعات سفید و برّاق است. یكی ممكن است در تمام این‌ها چند نقطة سیاه ببیند، همه را سفیر ببیند، و دیگری برعكس چند نقطة سفید ببیند و همه را سیاه ببیند. تعجب می‌كند: این چیست كه به او ارائه داده‌اند؟! می‌گویند این زمان توست، این عمر توست. آن ساعاتی كه این زمان را، این عمر را روشن و نورانی نگه داشته‌ای، آن ساعاتی كه پرواز داشته‌ای، شوری داشته‌ای، عشقی داشته‌ای، دلت به یاد خدایت زنده بوده است، آن ساعات همان ساعات درخشان نورانی است. آن ساعاتی كه در آن ساعات خدمتی كرده‌ای، كار مفیدی انجام داده‌ای، ساعات نورانی توست. و اما آن ساعاتی كه در آن ساعات غافل بوده‌ای، غرق در شهوات بوده‌ای، برخلاف رضای خدا قدم برداشته‌ای، آنها دوران تیرگی و تاریكی عمر توست. این زمان توست، این عمر توست.[5]

.چه خوب می‌گوید مولوی:

خاربن در قوّت و برخاستن              خاركن در سستی و در كاستن

مثلی می‌آورد، می‌گوید شخصی خاری را در سر راه مردم كاشته بود. این خار بزرگ شد. گفتند: آقا بیا این خار را بكن. گفت: دیر نمی‌شود، بوتة خاری است كند می‌شود. دوباره گفتند. باز گفت: دیر نمی‌شود، حال می‌كنیم، یك سال دیگر می‌كنیم! سال بعد بوتة خار بزرگ‌تر شد ولی خاركن چطور؟! پیرتر شده. گفتند: بیا بكن. گفت: دیر نمی‌شود، بعد می‌كنیم. سال به سال بوتة خار بیشتر رشد می‌كرد، بیشتر ریشه می‌دوانید، تنه‌اش كفلت‌تر، خارهایش تیزتر و خطرش بیشتر می‌شد اما خاركن پیرتر و از نیرویش كاسته می‌شد:

خاربن در قوّت و برخاستن               خاركن در سستی و در كاستن

می‌خواهد بگوید این ملكات رذیله، اخلاق فاسد، روزبه‌روز در وجود تو مثل آن بوتة خار بیشتر ریشه می‌دواند، تنه‌اش كلفت‌تر، خارهایش تیزتر و خطرش بزرگ‌تر می‌شود، ولی تو خودت روزبه‌روز پیرتر می‌شوی و از نیرویت، از آن نیروهای مقدس تو كاسته می‌شود. وقتی كه جوان هستی، مثل یك آدم قوی و نیرومندی هستی كه می‌خواهد یك نهال را بكند؛ به سرعت می‌كنی، ریشه‌اش را هم می‌كنی می‌اندازی دور. اما وقتی كه پیر شدی، مثل یك آدم سست‌قوه‌ای هستی كه می‌خواهد یك درخت قوی را با دست خودش بكند، هرچه زور می‌زند درخت از ریشه درنمی‌آید.

به خدا قسم یك روزش یك روز است، یك ساعتش یك ساعت است، یك شب را اگر به تأخیر بیندازیم اشتباه می‌كنیم! نگویید فردا شب شب بیست و سوم ماه رمضان ایت، یكی از لیالی قدر است و برای توبه بهتر است؛ نه، همین امشب از فردا شب بهتر است، همین ساعت از یك ساعت بعد بهتر است، هر لحظه از لحظه بعدش بهتر است. عبادت بدون توبه قبول نیست، اول باید شستشو كرد، بعد وارد آن محل پاك و پاكیزه شد. ما تا توبه نكنیم، چه عبادتی می‌كنیم؟! ما توبه نمی‌كنیم و روزه می‌گیریم! توبه نمی‌كنیم و نماز می‌خوانیم! توبه نمی‌كنیم و حج می‌رویم! توبه نمی‌كنیم و قرآن می‌خوانیم! توبه نمی‌كنیم و ذكر می‌گوییم! توبه نمی كنیم و در مجالس ذكر شركت می‌كنیم! به خدا قسم اگر شما یك توبه بكنید تا پاك بشوید و بعد یك شبانه‌روز با حالت توبه و پاكی نماز بخوانید، همان یك شبانه‌روز به اندازة ده سال شما را جلو می‌برد و به مقام قرب پروردگار می‌رساند. سوراخ دعا را گم كرده‌اید، راهش را بلد نیستیم.

شخصی آمد خدمت امیرالمؤمنین علی(ع) استغفار كرد. او هم مثل ما خیال می‌كرد توبه كردن، گفتن «استغفرالله ربی و اتوب الیه» است و اگر غین‌اش را هم خیلی غلیظ بگوییم دیگر توبة ما خیلی بهتر است! علی(ع) فهمید این بدبخت چقدر گمراه است. كم اتفاق می‌افتد كه او این جور حدت به خرج بدهد و با لحن تندی سخن بگوید ولی اینجا با لحن تندی سخن گفت، فرمود:‌ «ثكلتك امك، اندری ما الاستغفار؟ الاستغفار درجه العلین» ای خدا مرگت بدهد، ای مادرت به عزایت بنشیند! آیا تو می‌دانی استغفار چیست؟ استغفار درجة مردمان بلندمرتبه است. استغفار، حالت توبه ویك حالت مقدس است، یك جو مقدس و پاك است. شما حالت توبه را پیدا بكنید، واقعاً توبه بكنید، بعد خودتان را در یك جو و فضای مقدس می‌بینید، احساس می‌كنید كه لطف و عنایت الهی بر روح شما سایه افكنده است، احساس می‌كنید گروهی از فرشتگان دور شما را گرفته‌اند، پاك می‌شوید، چون در حالت توبه انسان خودبینی را از دست می‌دهد، خود را ملامت می‌كند و گناهان خویش را در نظر می‌گیرد.

در اسلام گفته‌اند اگر می‌‌خواهی توبه كنی لازم نیست بروی پیش كشیش، پیش آخوند و گناه را به او بگویی؛ گناه را به خدای خودت بگو، چرا گناه را نزد یك بشر اقرار و اعتراف می‌كنی؟ نزد خدای غفارالذنوب خودت اقرار كن. «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه‌الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً». این ندای خداست: ای بندگان اسرافكار من، ای بندگان گنهكار من، ای بندگان معصیتكار من، ای بندگان من كه بر خودتان ظلم كرده‌اید! از رحمت من ناامید مباشید، بیایید به سوی من، من می‌پذیرم، قبول می‌كنم، در جوّ و فضای توبه وارد بشوید.[6]

.«و اذا سئلك عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع». این آیه در وسط آیه‌های ماه مبارك رمضان (یعنی آیات روزه) است. شاید ذكر این آیه در خلال آیات روزه و رمضان برای این است كه این ماه اختصاص دارد به دعا و استغفار. پیشوایان بزرگوار دین این شب‌ها را كه شب‌های قدر و احیاء است، خیلی گرامی می‌داشتند.

رسول اكرم(ص) دهة آخر ماه رمضان كه می‌رسید، دستور می‌داد، دیگر بسترش تا آخر این ماه گسترده نشود، زیرا در مسجد اعتكاف می‌فرمود و یك سره به عبادت و دعا و راز و نیاز با خالق می‌پرداخت. علی بن الحسین(ع) در ماه مبارك رمضان هیچ شبی نمی‌خوابید. شب را یا به نماز و دعا یا به دستگیری فقرا و ضعفا می‌گذرانید. در سحر، دعای خاصی می‌خواند كه به دعای ابوحمزة ثمالی معروف است.[7]
روزه‌خواری هتك حرمت اسلام

.روزه‌خواری علنی هتك حرمت اسلام است. این عمل یعنی فحش‌دادن به قرآن. یعنی فحش‌دادن به پیغمبر اسلام(ص). اگر می‌خواهی روزه‌ بخوری، برو در خانه‌ات بخور. اگر روزه را در خانه‌ات بخوری، یك گناه كبیره كرده‌ای ولی وقتی روزه را علنی در خیابان‌ها می‌خوری، علاوه بر این كه روزه‌خواری، فحش هم به اسلام داده‌ای.[8]
اجابت و یك‌دندگی

مرد عالمی كه در عتبات سكونت داشت و چون مریض شده بود به تهران آمده بود. چشم او را عمل جراحی كرده بودند و البته عمل هم با موفقیت انجام یافته بود. اطبا او را از شستشو منع كرده بودند ولی او آدمی بودكه حالت یك‌دندگی داشت می‌گفت اطبا نمی‌فهمند، فقط جراحی را كه آن هم از نوع خیاطت و دوزندگی است می‌فهمند، دیگر هیچ چیز نمی‌فهمند. پس از چندی بدون اجازه طبیب به قم رفت و در آنجا به یكی از حمام‌ها رفت و داخل خزینه كثیف آن شد و به همین جهت چشم او چرك كرد و بالاخره به كلی كور شد. آیا این آدم مطابق دستور اسلام عمل كرد یا برخلاف دستور اسلام؟ البته برخلاف دستور اسلام. اسلام می‌گوید وقتی وضو برایت خطر دارد باید تیمم بكنی، اگر وضو بگیری اصلا نمازت باطل است. اگر اطبا گفته باشند كه روزه برایت ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشی، نمی‌توانی بگوئی مگر چطور می‌شود كه من در این ایام احیاء روره بگیرم! چون اگر روزه بگیری اصلا روزه‌ات باطل است، بعد هم باید قضای آن را بگیری.

بنابراین خود دستورهایی دین آنچنان شكل‌های مختلف دارد كه انسان حیرت می‌كند. این، برای این است كه مصلحت‌ها فرق می‌كند و همان حساب اهم و مهم است. می‌گوید در سفر كه می‌روی نمازت را شكسته بخوان، روزه هم نگیر.

قرآن می‌فرماید: «فمن كان منكم میرضا او علی سفر فعده من ایام اخر» هر كه مریض یا در سفر است نبادی روزه بگیرد، بگذارد برای روزهای بعد. چرا؟ خود آیه دلیلش را می‌گوید: «یرید الله بكم الیسر و لایرید بكم العسر» خدا در تكالیفی كه برای شما معین می‌كند، آسانی و سهولت را می‌خواهد نه سختی. این شریعت، شریعت سهله و سمحه است. ولی اغلب مردم قبول نمی‌كنند. در صدر اسلام كه تازه تكالیف روزه آمده بود، در ماه رمضان جنگ بدر پیش آمد. پیغمبر اكرم(ص) فرمود چون در حال سفر هستید نباید روزه بگیرید. مردم می‌گفتند چطور می‌شود ما در ماه رمضان روزه نگیریم؟ واقعاً ناراحت بودند كه روزه خودشان را افطار بكنند. مرحوم آقا شیخ عبدالكریم در این اواخر پیر شده و مریض احوال بودند، ولی در ماه رمضان گاهی روزه می‌گرفتند. به ایشان گفتند فتوای خود شما برخلاف این است، در فقه می‌گوئید اگر كسی خوف ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد. اصلا خود شیخ و شیخه (مرد پیر و زن پیر) موضوعیت دارد خودشان از مستثناها هستند كه لازم نیست احتمال ضرر بدهند. اینها اگر مشقت هم برایشان باشد نباید روزه بگیرند. می‌گفتند فتوای خودم این است ولی آن رگ عوامیم نمی‌گذارد كه من روزه‌ام را بخورم. البته همینجور است ولی دستور اسلام غیر از این است. اینها برای این است كه ما درك بكنیم كه دین اسلام چگونه خودش، خودش را با احوال و اوضاع مختلف تطبیق می‌دهد نه این كه ما آن را تطبیق بدهیم. البته یك كارهایی است كه ما پیش خود می‌خواهیم بكنیم.[9]

 

 


[1] . مجموعه آثار، ج23، صص 108- 109

[2] . آشنایی با قرآن، ج4، صص 195- 196

[3] . مجموعه آثار، ج23، صص 513- 514

[4] . مجموعه آثار، ج23، صص 464- 465

[5] . مجموعه آثار، ج23، ص 465

[6] . مجموعه آثار، ج23، صص 548- 549

گرفته شده از وبلاگ: ashooraeyan61.blogfa.com

[7] . مجموعه آثار، ج23، صص 791- 792

[8] . مجموعه آثار، ج23، ص 561

[9] . آشنایی با قرآن، ج8، ص 253- 254

 

 

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


استاد مطهری از نگاه مقام معظم رهبری:
شهید مطهری( رضوان الله علیه) چشمه فیاض و جوشانی بود.
کتاب های شهید مطهری،قابل مردن و قابل تمام شدن نیست.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب