تبلیغات
یاس مطهر

یاس مطهر
سیر مطالعاتی کتابهای شهید استاد مرتضی مطهری(موسسه مطهرون بروجرد) 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
وبلاگ از نظر شما چگونه است؟




صفحات جانبی

وضوی واقعی

ما ادعا می کنیم که شیعه ی علی هستیم. شیعه ی علی که با اسم نمی شود برادر!
آن کسی که وضوی علی را شرح داده است می گوید: علی بن ابی طالب آمد وضو بگیرد. تا دست به آن برد (آن استحباب اولی که انسان دستش را می شوید) گفت: بِسمِ اللهِ و بِاللهِ، اَللهُمَّ الجعَلنی مِنَ التَّوابینَ و اجعَلنی مِنَ المُتَطَهِّرین به نام تو و به تو، خدایا مرا از توبه کاران قرار بده، مرا از پاکیزگان قرار بده! توبه یعنی پاکیزه کردن خود علی علیه السلام وقتی سراغ آب می رود، چون آب رمز طهارت است به یاد تو می افتد. دستش را که تمیز می کند، به یاد پاکیزه کردن روح خودش می افتد.
به ما می گوید وقتی با این آب، با این طَهور، با این ماده ای که خا آن را وسیله ی پاکیزگی قرار داده است مواجه می شوی، وقتی سراغ این ماده می روی، چشمت به آن می افتد و دستت را با آن می شویی و پاکیزه می کنی، بفهم که یک پاکیزگی دیگری هم هست و یک آب دیگری هم هست که آن پاکیزگی، پاکیزگی روح است و آن آب، آب توبه است. آن شخص می گوید علی علیه السلام دستهایش را که شست، روی صورتش آب ریخت و گفت: اَللّهُمَّ بَیِّض وَجهی یَومَ تَسوَدُّ فیهِ الوُجوهُ و لا تُسَوِّد وَجهی یَومَ تَبیَضُّ فیهِ الوُجوهُ. صورت را دارد می شوید و بر حسب ظاهر نورانی می کند.
یک پاکیزگی دیگری هم هست و یک آب دیگری هم هست که آن پاکیزگی، پاکیزگی روح است و آن آب، آب توبه است
وقتی که صورتش را با آب می شوید برّاق می شود ولی علی که به این قنعات نمی کند، اسلام هم به این قناعت نمی کند. این خوب است و باید هم باشد اما باید توأم با یک پاکیزگی دیگر، با یک نورانیت دیگر، با یک سفیدی چهره ی دیگر باشد. فرمود: خدایا! چهره ی مرا سفید گردان آنجا که چهره ها تیره و سیاه می شود (قیامت). خدایا! آنجا که چهره هایی سفید می شود چهره ی مرا سیاه مکن، مرا رو سفید گردان. آنجا که افراد، روسیاه و یا روسفید می شوند، مرا روسیاه مکن. بعد روی دست راستش آب ریخت و گفت:اَللّهُمَّ لا تُعطِنی کِتابی بِشِمالی و لا مِن وَراءِ ظهری و لا تَجعَلها مَغلولةً اِلی عُنُقی و اَعوذُ بِکَ مِن مُقَطَّعاتِ النّیرانِ پروردگارا! نامه ی عمل مرا به دست چپم مده و نیز آن را از پشت سر به من مده (نامه ی عمل عده ای را از پشت سر به آنها می دهند نه از پیش رو که آن هم رمزی دارد). خدایا! این دست مرا مغلول و غُل شده در گردنم قرار مده. خدایا! از قطعات آتش جهنم به تو پناه می برم. می گوید بعد دیدم مسح سر کشید و گفت: اَللّهُمَّ ثَبِّت قَدَمیَّ عَلَی الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ فیهِ الاَقدامُ خدایا! این دو پای مرا بر صراط ثابت بدار و ملغزان ، آن روزی که قدمها می لغزند وَاجعَل سَعیی فیما یُرضیکَ عَنّی خدایا! عمل و سعی مرا، روش و حرکت مرا در راهی قرار بده که رضای تو در آن است.
وضویی که اینقدر با خواست و خواهش و توجه توأم باشد، یک جور قبول می شود و وضویی که ما می گیریم جور دیگر.
پس نماز را نباید استخفاف کرد و سبک شمرد. نباید انسان کوشش کند که در نماز فقط به واجباتش قناعت کند و بگوید برویم ببینیم فتوای مرجع تقلید چیست؛ آیا می گوید سه تا سُبحانَ اللهِ وَالحَمدُللهِ و لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ و اللهُ اکبَر باید گفت یا یکی هم کافی است؟ مجتهد باید فتوایش را بگوید. مجتهد می گوید یکی هم کافی است، احتیاط مستحبی این است که سه تا گفته شود. دیگر ما نباید بگوییم حالا که گفته اند یکی کافی است، ما هم یکی بیشتر نمی خوانیم. این، فرار از نماز است. ما باید طوری باشیم که وقتی هم مجتهد به ما می گوید یکی واجب است و دو تای دیگر مستحب، بگوییم ما مغتنم می شماریم و آن دو تای دیگر را هم می گوییم.

سبک شمردن سایر عبادات

روزه را هم نباید استخفاف کرد و سبک شمرد. بعضی روزه را به شکلی می گیرند(حالا این شوخی است) که – العیاذبالله – اگر من به جای خدا بودم اصلاً روزه ی اینها را قبول نمی کردم. من افرادی را سراغ دارم که اینها در ماه رمضان شب تا صبح را نمی خوابند اما نه برای اینکه عبادت کنند، بله برای اینکه مدت خوابشان پر نشود؛ تا صبح هی چای می خورند و سیگار می شکند، اول طلوع صبح که شد نمازشان را می خوانند و می خوابند، چنان بیدار می شوند که نماز ظهر و عصر را با عجله بخوانند و بعد بنشینند سر سفره ی افطار. آخر این چه روزه ای شد؟! آدم شب تا صبح را نخوابد برای اینکه در حال روزه حتماً خواب باشد و رنج روزه را احساس نکند. آیا این استخفاف به روزه نیست؟! به عقیده ی من مثل فحش دادن به روزه است، یعنی ای روزه! من اینقدر از تو تنفر دارم که می خواهم رویت را نبینم!
خدایا! آنجا که چهره هایی سفید می شود چهره ی مرا سیاه مکن، مرا رو سفید گردان
ما حج می کنیم ولی به آن استخفاف می کنیم، روزه می گیریم و به آن استخفاف می کنیم، نماز می خوانیم و به آن استخفاف می کنیم، اذان می گوییم و به آن استخفاف می کنیم، اذان می گوییم و به آن استخفاف می کنیم. حالا چطور به اذان استخفاف می کنیم؟ مستحب است که مؤذّن «صَیِّت» یعنی خوش صوت باشد. همان طوری که در قرائت قرآن، تجوید یعنی زیبا قرائت کردن حروف، با آهنگ زیبا خواندن – قرآن که اثر بیشتری در روح دارد – سنّت است، در اذان نیز مستحب است که مؤذّن صیّت یعنی خوش آواز باشد؛ اذان را با یک حالی بخواند که مردم را به حال بیاورد، به یاد خدا بیاورد. خیلی افراد صیّت هستند و می توانند خوب اذان بگویند اما اگر به آنها بگویی آقا برو یک اذان بلند بگو، نمی گوید. چرا؟ چون خیال می کند این کسر شأنش است؛ من اینقدر پایین هستم که مؤذن باشم؟! آقا! باید افتخار کنی که یک مؤذّن باشی. علی بن ابی طالب مؤذّن بود، در همان وقتی که خلیفه بود هم مؤذّن بود. این استخفاف به ادان است که یک نفر ننگش بکن که مؤذّن باشد یا مؤذّن بودن را بسته به شأن اشخاص بداند و بگوید من که از اعیان و اشراف هستم، از رجال و شخصیتها هستم، من دیگر چرا مؤذّن باشم؟ اینها همه استخفاف است.
پس ما هرگز نباید به عبادت استخفاف کنیم. ما باید مسلمان کامل و جامع باشیم. ارزش اسلام به جامعیت آن است. نه آن طور باشیم که فقط به عبادت بچسبیم و غیر آن را رها کنیم و نه مثل آنها که اخیراً پیدا شه اند باشیم که اسلام را فقط به تعلیمات اجتماعی اش بشناسیم و به عبادت استخفاف کنیم، عبادت را تحقیر کنیم. ان شاءالله فردا شب که دنباله ی این بحث را عرض می کنم. راجع به ارزش عبادت از نظر سایر وظایف اسلامی بحث می کنم که عبادت، گذشته از اینکه خودش یک رکن و مرکب تقرّب به پروردگار است و گذشته از اینکه اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکِری نماز برای یاد خدا بودن و نزدیک شدن به اوست و نزدیک شدن به خدا به هدف دیگری ماورای خود نیاز ندارد، گذشته از همه ی اینها اگر عبادت را تحقیر کنیم، از سایر وظایف هم می مانیم، عبادت، قوه ی مجریه و ضامن اجرای سایر دستورات اسلامی است.
خدایا! تو را قسم می دهم به حق عابدان درگاهت، به حق آن صاحبان قرآن، مناجاتگران پاک و خالص خودت، ما را اهل عبادت واقعی قرار بده.
خدایا! ما را به جامعیت دین اسلام آشنا کن و ما را مسلمانی جامع گردان.
خدایا! توفیق خلوص نیت به همه ی ما کرامت کن.
خدایا! در این شبهای عزیز گناهان ما را ببخش و بیامرز، اموات همه ی ما را ببخش و بیامرز.
رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصّلوات

برگرفته از : مطهری، مرتضی، آزادی معنوی، صفحه 133-132

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


استاد مطهری از نگاه مقام معظم رهبری:
شهید مطهری( رضوان الله علیه) چشمه فیاض و جوشانی بود.
کتاب های شهید مطهری،قابل مردن و قابل تمام شدن نیست.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب