تبلیغات
یاس مطهر

یاس مطهر
سیر مطالعاتی کتابهای شهید استاد مرتضی مطهری(موسسه مطهرون بروجرد) 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
وبلاگ از نظر شما چگونه است؟




صفحات جانبی

دیدگاه شهید مطهری درباره عدالت  

 شهید مطهری معتقد است مملکت داری از امور مقدسی است تعین حاکم ا ز جانب حداوند است ولی در زمان غیبت با رعایت شرایطی به افراد واگذار شده است وی انتقاداتی به عملکرد کلیسا وارد نموده و اینکه حکمران در مقابل مردم مسئول نیست و حقوق پادشاهی و الهی است و دومی واندو موضوع حاکمیت ملی را مطرح می نمایدو حکمران باید در همه جوامع پاسخگوی مردم باشد در این جاست که می گوید.

«از نظر فلسفه اسلامی نتیجه اعتقاد به خداوند پذیرش حکومت مطلقه افراد نیست حاکم در مقابل مردم مسولیت دارد بلکه تنها اعتقاد به خداوند است حا کم در مقابل خداوند مسئول می سازد وافراد را زی حق میکند و استیقای حقوق را یک وظیفه شرعی معرفی میکند ایمان به خداوند از طرقی زیر بنای اندیشه عدالت وحقوقی ذاتی و عدالت واقعی مردم است وتنها با اصل وجود خداوند است که میتوان حقوق ذاتی وعدالت واقعی را به عنوان دو حقیقت مستقل از فرضیه ها وقراردادهاپذیرفت و از طرف دیگر دیگر بهترین ضامن اجرای انهاست

از نظر شهید  مطهری عدم سازگازی را باید ناشی از بد فهمی دین و دانش بشریت کفاف سعادت انسان را نمی کندهدفی استعماری است وبراین عقیدهاست که تاریخ جدای دین ا ز سیاسیت پس از رحلت پیامبر و با شروع خلافت خلفای را شدین آغازگشت وکسانی که حامل موارین معنوی اسلام بودید از سیاست و زعامت جهان اسلام بر کنار ماندند این باعث بروز انحرافاتی  دردین شد وسرانجام جدایی دین از سیاست را موجب گردید.

وی معتقد است که سید جمال در زمینه مبارزه با جدایی دین از سیاست پیشرو بود و هدف  وی نجات حفظ دین از سوی کسانی مانند انور اسادات ،رضاخان ... وغیره بود.

تعریف عدالت

استاد مطهری از آنجا که مفهوم حقوق طبیعی را پذیرفته و ان را به فلسفه اجتماعی اسلام تعبیر می کند.وبرای توضیع مفهوم عدالت، به خقوق طبیعی متوسل می شود وی انسان را موجود ی صاخب حق می دانست و مبنای ان رادستگاه خلقت واستعدادهایی می دانست که در وجود انسان نهفته است مانند حق مالکیت، آزادی ،برابری در مقابل قانون وغیره

از نظر شهیدمطهری،عدالت یعنی اینکه هر صاحب حقی به تمام حقوق خود دست پیدا کند و طبق این تعریف استاد مطهری حق را مساله ای واقعی ونفس الا مری وثبوتی می دانست وباتاکید بر مبانی معرفت شناحتی قدیم(دستاوردهای فکری یونان وسوفسطائیان)به تحلیل عدالت پرداخته است:

«درباره عدل وظلم هم ،که مربوط به حقوق وحدود مردم است ویک موضوع اجتماعی است این حساب پیش آمد که مطابق عدلیه به واقع نفس الامر حقی است وذی حق بودن وذی حق نبودن خودش یک واقعیتی است قبل از آنکه یکی به حق واقعی خود می رسد یکی محروم می مانداسلام آمد ودستورات خود را مطابق حق عدالت تنظیم کرد، عدالت یعنی اعطا کل ذی حق حقه ، پس عدالت امری است که اگر اسلام دستور نمی داد حقیقی بود و حقیقت بودنش طوری نمی شد.»

استاد مطهری اساس عدالت را در اسلام وقران وسنت جستجو می کرد وی در کتاب عدل الهی مواردی رادر قران ذکر می کند که درآنها بحث عدالت جمعی و گروهی ذکر شده است از نظر وی عدالت با واژه هایی مانند تساوی ،توازن و رعایت متأ‍سب وعدالت اجتماعی (اعطاءودادن هر ذی حقی این به معنی اعتراف به حقوق طبیعی است که با عنوان اصول حقوقی خطری یاد می شود)و دریک جمله باید گفت که عدالت از دیدگاه مطهری به معنای توازن که یک کار بست درنظام تکوین دارد.

 

عدالت از دید گاه شهید مطهری

شهید مطهری می گوید عدالت در اسلام به عنوان یک فلسفه اجتماعی مورد توجه می باشد وازهر چیز بالاتر بوده ومبنای سیاست های اسلامی می باشد وبه خاطر هیچ منظور و هدفی کوچکترین انحراف از عدالت جایز شمرده نمی شود مطابق نظریه عدلیه درواقع اسلام دستورات خود را به گونه ای تنظیم کرده است که همه افراد حقوق خود را نسبت به استعداد وتوانایشان دریافت دارند.

از دیدگاه وی اسلام میان افراد ومواهب خلقت رابطه وعلاقه ای برقرار کرده است لذا یک نوع رابطه نمایی بین جمادات ونبات وبین آنها با انسانهاست این را قانون خلقت وآفرینش که مقدم  بر قانون شرع است قرار داده ولی هر دوی اینها از جانب خداوند است ولی هماهنگ با فطرت وخلقت است .

وی معتقد است عدالت د ر میان افرادی که مشغول عمران وسازندگی هستند به معنای مساوات نیست به طوری که امتیازات و لیاقت های افراد نادیده گرفته شود استقرار عدالت در جامعه آن است که امکانات مساوی برای همه افراد فراهم ومطابق دستورات پیامبر جامعه از نظر امکانات مساوی هر کس متناسب با ذوق و استعداد خود و فعالیتی که انجام می دهد مقام وشغل خاصی رااختیار کند.و تفاوتهایی که به طور طبیعی در اجتماع وجود دارد تابع استعداد ها ست.

اقسام عدالت از دیدگاه شهید مطهری

وی عدالت را به سطوح مختلف کلامی ،فردی واجتماعی تکوینی، الهی وتشریعی تقسیم بندی کرده وی در مورد تقسیم بندی عدالت از دیدگاه اسلام می گوید.

«اصل عدالت در فرهنگ اسلامی تقسیم می شودبه عدل الهی و انسانی ، عدل الهی خود تقسیم می شود به عدل تکوینی وعدل تشریعی ،عدل انسانی به نو به خود به فردی و اجتماعی تقسیم بندی می شود

بر اساس این تقسیم بندی  عدالت فردی زیر بنای عدالت اجتماعی الهی راایمان و پایه عدالت فردی قلمداد  نموده و می گوید که بدون شک ،عدالت اجتماعی نمی تواند مفهومی مغایر با عدالت فردی داشته باشد»

وی در کتاب جامعه وتاریخ شناسی و روان شناسی را بر پایه عدالت مطرح نموده وبر ضرورت رعایت قانون وحقوق افراد تاکید نموده ودر همین رابطه نوشته است.

«این انسانها هستند که باید وجود عینی قانون باشند ،پس عمده عمل به قانون است که مستلزم گذاشتن از منافعد است این عمل بدون ایمان به اینکه عدالت التزام الهی دارد ،ظلمو مواخذه الهی میسر نیست بای برای اجرای عدالت دو چیز لازم است یکی بیداری شعور جامعه به اینکه حقوق خود را حفظ کنند یا ایمان به اینکه از حد تجاوز نکنند و دیگر ایمان اقویا،از آنجا که شهید مطهری د ر دوره ای می زیست که مکتب های لیبرال و سوسیالیست تلقی جدیدی از مفهوم عدالت بیان می کردند لذا وی سعی کرد با دید گاههایی احتلاط دینی و غیره دینی مبارزه نمایند.

لذا می گوید : «یک عده تصور شان از عدالت این است که مردم در هر وضع و شرایطی که هستند و هراستعدادی که دارند باید عینا همه در یک طبقه باشند  لذا وی با این را قبول ندارد و معتقد است که اینها محض است و فرد هیچ گونه اصالت و اهمیتی نخواهدداشت.

د ر مجموع این برداشت می شود که علامت از دیدگاه شهیدمطهری به عنوان یک اصل مطرح است که مقدم بر دین و مقابل دین و معیار گزینش دین است   و اصل عدالت است که انطباق عقل و شرع را در اسلام ممکن ساخته است و باید گفت که حکم شرع همه همان حکم عقل است.

مطلب دیگر اینکه مطهری درباره ای از موارد که بیان مفهوم عدالت می پردازد شاید مسیوق به تصریح آیات و روایات نباشد ولی این از دینی بودن آن نمی کاهد چرا که عقل آن را کشف می کند و این همان حقوق طبیعی است که دستگاه خلقت با روشی فطری و توجه به هدف ، موجودات را به سوی کمالاتی که استعدادشان در آنها نهفته است سوق می دهد.  (و هر استعداد طبیعی بر مبنای یک حق طبیعی است. )

 

عدالت اجتماعی

مفهوم عدالت اجتماعی یکی از ابعاد وجودی عدل در نظام هستی است که بر گرفته از عدل الهی است لذا عدالت اجتماعی در نظام هستی و حوزه بشری می بایست با معیارهای درونی  بشر یعنی فطرت سازگاری داشته باشد براین همین اساس است  که اصل عدالت با وجود تفاوت بر دانستها و سلایق مورد قبول بوده واستاد مطهری با اشاره به این نکته:

«عدالت در سلسله علل احکام نه درسلسله معلومات ، یعنی نه این است آنچه دین گفته عدل است بلکه آنچه عدل است دین می گوید »

از این عبارت این برداشت می شود که معیار اسلامی بودن جامعه حاکمیت عدل است وگستره آن از نظر اسلام محدود به امور عادی نیست بلکه ایجاد توازن وتعادل دراجتماع ، تحقق عدالت را در تمام دایره انسانیت و ارزشهای انسانی است نه محدود به ارزشهای اقتصادی

درتعریف عدالت اجتماعی دیدگاههای مختلفی وجود دارد برخی عدالت اجتماعی را اعطاء همه حقوق انسان درهمه ابعاد وعدم تمایز افراد از نظر تفاوتهایی مانند نژاد ،رنگ،......می دانند.

گروهی دیگر عدالت اجتماعی را محدود به حوزه امور بخصوص امور معشیتی میدانند،شهید مطهری منعقد است که مفهوم عدالت اجتماعی همه حقوق بشر اعم ازطبعی واکتسابی را شامل شده وآن رابه رعایت استحقاق ها،عطا کردن هر ذی حقی به آنچه استحقاق آن را دادندودر جایی دیگر عدالت اجتماعی را محدود به حوزه قانون گذاری واجرای آن بیان نموده به طریقی که همه افراد امکان مساوی رابرای پیشرفت وسیر مدارج ترقی داشته باشد تابراساس استعدادها و شایستگی ، طبقات اجتماعی ایجاد گردد

درمجموع ازتوضیحات بالاپیرامون عدالت اجتماعی این مطلب برداشت می گردد که تعامل وتعادل اجزاء ساختارهای یک جامعه درراستای هدف غایی آفرینش انسان می باشد وی ضمانت اجرای عدالت اجتماعی را دین وفطرت دانسته و منعقد است که گرایش به عدالت از بدو آفرینش همزاد انسان بو ده وعدالت خواهی مبتنی بر نهاد مطابقت عدالت با فطرت و عقل انسان است و فطرت هر فردی حتی اگر خودش عملاً تحت تأثیر مطامع شخصی ظالمه باشد عدالت را خوب دانسته و ظالم  گرفتار عذاب وجدان می گردد.

عدالت اقتصادی

استاد مطهری در دوره ای زندگی می کرد که مکتب های لیبرالیستی و سوسیالیسی که هر کدام برداشت خاص خود را از عدالت ارائه می نمودند وی با اختلاط دیدگاههای دینی و غیر دینی مبارزه می نمود وی برداشت دیدگاه سوسیالیستی که معتقد به این بود که انسانها در هر وضع و شرایطی که هستند و هر طور که زندگی می کنند باید تفاوتی در زندگی نداشته باشند مخالف بود و معتقد بود که در این دیدگاه انگیزه فعالیت از انسانها سلب می شود. لذا معتقد بود که همه افراد باید به اندازه استعدادها فعالیت داشته باشند و هر کس متناسب با نیاز و فعالیت اقتصادی خود بتواند از حاصل آن استفاده نماید.

وی این انتقادات را به دیدگاه امپرالیسی و سوسیالیستی وارد کرده و آن را با موازین عقلی و شرعی قابل انطباق نمی دانست و هر یک از اینها شاید مانع از شکوفایی استعداد افراد را به دنبال داشت و عدالت اجتماعی و اقتصادی در این دیدگاه قربانی می گردد.

دیدگاه لیبرال که معتقد به آزادی فعالیت اقتصادی افراد است و اینکه هر کس باید حداکثر تلاش را بکند تا بتواند در آمد خود را افزایش دهد . این کاری به دیگر افراد جامعه ندارد غلط دانسته و معتقد است که دولت با بستن مالیاتها با اختلاف طبقاتی را در جامعه کم نماید.

نتیجه گیری

درمجموع باید گفت مطهری معتقد است که عدالت از مقدسات بشر است به گونه ای که آزادی و دموکراسی وهمگی در زیر مجموعه جای می گیرند هدف همه اینها برقراری عدالت است.از نگاه استاد شهید مطهری عدالت، از اصول و مبادی اجتماعی است، اما از آنجا که از روح عدالت خواهی سرچشمه می گیرد ریشه در اخلاق دینی دارد و در خارج به قرائت و تعریف دینی محتاج است.

منبع: پایگاه خبر تحلیلی اعتدال

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


استاد مطهری از نگاه مقام معظم رهبری:
شهید مطهری( رضوان الله علیه) چشمه فیاض و جوشانی بود.
کتاب های شهید مطهری،قابل مردن و قابل تمام شدن نیست.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب